به مناسبت سالروز شهادت
سردار شهید عليرضا سرايلو اهل شهرستان دارالولایه مينودشت در سال 1336 به دنیا آمد ، این شهید بزرگوار در عملیات رمضان در تیرماه سال 61 در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت رسید .

نوید شاهد گلستان:علیرضا سرایلو، فرزند محمد صادق و صدیقه مصطفی لو ، در ششم دیماه سال 1336 در شهرستان مینودشت گلستان در خانواده ای روحانی متولد گردید. او تحصیلات خود را تا پایان دوره دبیرستان ادامه داد. قبل از انقلاب همراه دوستان خود، از جمله برادر شهید سهیلی فعالیت های مذهبی از جمله استماع سخنرانی روحانیون و مطالعه کتب دینی داشتند.

برگی از دفتر پربار زندگی سردار شهید علیرضا سرایلو

در هنگام تحصیل وقتی از او خواسته می شود تا عضو گروه رستاخیز شود،امتناع می ورزد تا جایی که تهدید به اخراج میشود اما او سرباز میزند. در شروع انقلاب جهت امرار معاش خود و خانواده اش در تهران کارمی کرد و در آنجا توسط مطالعه کتاب های حضرت امام ( ره) به طیف انقلابیون پیوست و در تظاهرات قیطریه و همچنین شهریور شرکت داشتند و با اوج گیری مخالفت ها با رژیم شاه به مینو دشت بازگشتند و با ساماندهی دوستان و ترغیب آشنایان در تمامی تظاهرات و مخالفت های مردم فعالانه شرکت می کردند و به عملکرد خود عشق می ورزید . اسلام و حکومت اسلامی آرمان او بودند و در این راه از هیچ کوششی کوتاهی نمی کردند. بعد از انقلاب، با تشکیل سپاه بلافاصله عضو رسمی سپاه شد و فعالیت خود را در آنجا متمرکز ساخت، به طوری غرق در مسئولیت خویش بود که گاهی اوقات خانواده اش از نبودن او درجمع آنان اظهار ناراحتی می نمودند.

او روحانیت را نقش اول در این انقلاب می دانست و ولایت پذیری را به عنوان حرف اول قبول داشت و می گفت: اگر ولایت نباشد ما انقلابی به این معنی نداریم. از همان اوایل جنگ عاشق رفتن به جبهه بود و در پی فرصتی بود که به آنجا برود، ولی بر اثر مسئولیت هایی که داشت مسئولین موافقت نمی کردند. به هر طریق ممکن 2 بار عازم جبهه شد. ابتدا به کردستان و بوکان وبار دوم به جبهه جنوب رفت.دیدگاهش درباره دفاع مقدس این بودکه باید در برابر دشمنان اسلام ایستاد. دوستانش را بسیج می کرد تا در صحنه های جبهه نبرد حق علیه باطل شرکت نمایند و از حیثیت اسلام و انقلاب دفاع کنند.


*دوست و همرزمش علی سرایلو می گوید:

 شب عملیات رمضان فرا رسید. او مرا در آغوش گرفته و بوسید و گفت من دیگر باز نمی گردم. پرسیدم: از کجا می دانی؟ جواب داد که برایم الهام شده است. وسایل شخصی از جمله کارت شناسایی، پول و دیگر مدارکش را به من داد و در ادامه گفت: مرا پیدا نخواهید کرد. وقتی عملیات شروع شد، ما 70 نفر زخمی داشتیم و 4 گردان عمل کرد و همگی ناکام مانده بودند. فقط گردان ما- که به فرماندهی برادر اسودی ( شهید) بود- به هدفی که در پیش داشت رسید. فردا به ما خبر دادند که باید عقب نشینی کنیم . اسودی به برادر سرایلو می گوید: به بچه ها بگو عقب نشینی کنند . 

بچه ها برگشتند و لیکن خود او بازنگشت و از آن به بعد دیگر علیرضا را ندیدم . در تاریخ 30/4/1361 در شلمچه، منطقه عملیاتی رمضان مفقودالاثر گردید. حدوداً 22 سال به عنوان مفقودالاثر بود که بعد از آن بنیاد شهید او را مفقودالجسد اعلام کرد. او در قمستی از وصیت نامه اش چنین نوشته است: خدا را شکر که در دنیا مرا کامیاب نمود و یکی از پیروان مذهب پرافتخار تشیع قرار دادخدا را شکر که به عنوان سرباز اسلام در رکاب ناجی قرن، خمینی عزیز واقع شدم. در پایان از خانواده اش می خواهد که مراسم تشییع او را ، بدون هیچگونه تشریفات و ساده برگزار کنند.


گفتنی است عملیات رمضان یکی از عملیات های بزرگ تهاجمی جمهوری اسلامی ایران بود که در تاریخ 23 تیر سال 1361 در ساعت 21 و 30 دقیقه با رمز مقدس یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی آغاز شد.

این عملیات از سوی فرماندهی مشترک سپاه و ارتش در قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) در منطقه شلمچه و شرق بصره در چهار محور و در پنج مرحله با هدف از بین بردن سپاه سوم عراق و توپخانه های دشمن که شهرهای مرزی را مورد هدف قرار می داد و نیز محاصره شهر بصره در منطقه ای به وسعت 1500 کیلومتر انجام شد و اولین عملیاتی بود که دلاورمردان سپاه اسلام با پیروزی وارد خاک عراق شدند.

 برگی از دفتر پربار زندگی سردار شهید علیرضا سرایلو

 منبع معاونت فرهنگی وآموزشی بنیاد شهید گلستان/پرونده فرهنگی شهداء

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده