برشی از خاطرات اولین فرماندار زن شهیده به نقل از ماهنامه شاهد یاران
گوشه ای از خاطرات و زندگی نامه "شهید مرجان ناز قلیچی» اولین فرماندار استان گلستان، شهرستان بندر ترکمن به نقل از همسر شهیده آقای «شهرام کرد»
شهیده منا «مرجان ناز قلیچی» به روایت همسر

به گزارش نوید شاهد گلستان در شماره یک صدو چهل و چهارم ماهنامه شاهد یاران روایتی ناب و منتشر نشده از«شهرام کرد» همسر شهیده «مرجان نازقلیچی» آمده است که خلاصه ای از آن در این گزارش منتشر می شود: اولین بار مرجان را در دانشگاه ملاقات کردم. شخصیت مثبت، حجاب و متانت او نظر مرا به خود جلب کرد. وجود همین خصوصیات او زمینه ازدواج ما را در تیرماه سال 1378 فراهم نمود. در طول زندگی مشترکمان مرجان را زنی سخت کوش، شاد، امیدوار و با باورهای قوی دینی دیدم. تمام این سال ها کمک به دیگران مخصوصا سالمندان را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود.
همین خصیصه او باعث شد در سالهای 90، 92 و 94 به عنوان معینه پرستار و مراقب سالمندان عازم حج شود. ماحصل ازدواج ما دو فرزند پسر به نام های «حنیف» و «رئوف» بود. مرجان در تمام سال های زندگی مشترکمان همسری دل سوز، خانواده دوست با نگاه مثبت به زندگی بود و اقتصاد خانواده را به خوبی تنظیم می کرد. او در زندگی زناشویی همسری کدبانو و در خارج از منزل نیز بانویی فعال و موفق بودند. در سال 81 بعد از به دنیا آمدن اولین فرزند به استخدام وزارت کشور درآمد و در فرمانداری شهرستان بندر ترکمن با توجه به توانمندیها، اخلاق نیکو، پشتکار و روابط خوب اش علی رغم مخالفت بعضی از افراد به دلیل افکار سنتی به سمت فرماندار شهرستان بندر ترکمن منسوب شدند.
بازتاب این انتصاب سبب نشاط اجتماعی و سیاسی در سطح استان شد. من نیز به عنوان همسر خانم فرماندار در تمام زمینه ها در حد توان به او کمک کردم. با توجه به مشغله زیادی که داشت، هیچ گاه از امور زندگی و فرزندانمان غافل نشد.
سال 94 در روز عید قربان با من تماس گرفتند و خبر مفقود شدن همسرم را دادند من خبر را جدی نگرفتم می دانستم او زنی توانمند و قوی است. اما عصر آن روز وقتی فاجعه منا را از تلوزیون دیدم، به عمق فاجعه پی بردم. آخرین بار روحانی کاروان او را هنگام سوار شدن در آمبولانس در حالی که پایش شکسته بود دیده بود. بعد از آن هیچ خبری از او نشد. تماس ها و پیگیری های فراوان ما نیز نتیجه ای نداشت. در نهایت رئیس سازمان حج با حضور در منزلمان خبر شهادت خانم فرماندار را به ما اعلام کرد. هرگز پیکرش را به ما تحویل ندادند. و هم اکنون خانم ناز قلیچی جزو شهدای مفقود الاثر هستند. اکنون که ایشان بین ما نیستند چیزی که باعث تسلی و آرامش ما شده این بود که حجاج با لباس احرام و لبیک گویان شهادتین را گفته و به آرامش ابدی رسیدند.

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده