به مناسبت سال روز شهادت
دوران شاه به مادرش می گفت: نکند شما هم به زن شاه نگاه کنید و مثل او حجاب را از سرتان بردارید.

به گزارش نوید شاهد گلستان: «شهید مجید گلچین»، در یکم فروردین 1346، در روستای کوه میان از توابع شهرستان آزاد شهر به دنیا آمد. پدرش علی اصغر، کشاورز بود و مادرش زرافشان نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی  درس خواند. بعد از سیکل دیگر به درس خواندن ادامه نداد. برای کار کردن به تهران رفت. در یک شیرینی پزی مشغول به کار شد. اگثر درآمدی که کسب می کرد برای خانواده می فرستاد. تا شاید کمی از مسولیت پدر کم شود. به خواهر و برادرانش علاقه زیادی داشت. شهید به تلاوت قرآن علاقه فراوانی داشت. و در کلاس های قرآن که از طرف بسیج تشکیل می شد شرکت و حضور فعال داشت. همیشه نمازش را می خواند. و بعد از نماز بسیار دعا می کرد. دعای توسل را همیشه می خواند. ایشان در سنین نوجوانی با دوستانش فوتبال بازی می کرد.
اوقات فراقت را با دوستانش می گذراند و یا با پدرش به سرزمین رفته و به آن ها در کار کشاورزی کمک می کرد. هم چنین ایشان در ایام محرم به مسجد می رفت و از زنجیر زنان و سینه زنان ابا عبدالله حسین بود و به گفته مادرش هیچ گاه از مسجد غافل نمی شد. در دوران انقلاب مبارزه با رژیم شاهنشاهی شهید در تظاهرات شرکت می کرد مادرش می گوید؛ دوران انقلاب شهید با پدرش به تهران رفته بود و وقتی تظاهرات می شد او که 13 سالش بود به تظاهر کنندگان می پیوندد و چون تو شهر غریب بود گم می شود پدرش یک هفته دنبال او می گردد تا او را پبدا کند. شهید به این انقلاب و روحانیت خیلی علاقه داشت. و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم همکاری های زیادی با بسیج می کرد.
شهید آرزو داشت ازدواج کند و تشکیل خانواده بدهد. و گویا همسرش را نیز انتخاب کرده بود و مادرش را به خواستگاری هم فرستاده بود که به جبهه می رود و شهید می شود. او به پدر و مادرش بسیار علاقه داشت و همیشه به مادرش سفارش می کرد که اگر شهید شد ناراحت  نباشید چون راه شهادت را خودش انتخاب کرده بود. ایشان از بد حجابی به شدت متنفر بود و مادر و خواهرانش را همیشه به حفظ حجاب سفارش می کرد. مخصوصا دوران شاه به مادرش می گفت: نکند شما هم به زن شاه نگاه کنید و مثل او حجاب را از سرتان بردارید. 
در تاریخ یکم خرداد 1362، از طریق بسیج به جبهه رفت. از آن جا به اهواز و بعد به کردستان اعزام شدند. شهید با مسولیت امدادگری در جبهه جنگ علیه باطل جنگید و با ایثارگری های فراوان از کشورش در مقابل تجاوز دشمن دفاع کرد و سرانجام در تاریخ یکم آبان 1362، بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به گردنش شهید شد. پیکرش به دست مردم شهید پرور آزادشهر و روستای کوه میان تشییع شد و در گلزار شهدای کوه میان به خاک سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی باد. 

فرازی از خاطرات شهید مجید گلچین به نقل از مادربزرگوار:
مادر شهید می گوید: یک روز که پسر همسایه ما شهید شده بود و ما برای تشییع جنازه رفته بودیم وقتی من برگشتم دیدم مجید هم لباس سیاه پوشیده و توی حیاط نشسته است. خیلی ناراحت بود من پیش او رفتم تا مرا دید گفت: مادر اگر ببینم لباس سیاه نپوشی یا بشنوم که خنده بلندتر کرده ای و یا اگر خدای ناخواسته به این خانواده بی حرمتی کنی تو را به خیر و مرا به سلامت من می روم و دیگر بر نمی گردم. باید خیلی به خانواده شهدا احترام بگذارید. این طوری شد که به جبهه رفت. 



وقتی شهید را حامله بودم  چند روز به زایمانم مانده بود یک شب خواب دیدم که توی حیاط ایستاده ام و یک مرتبه یک اسب سفید از آسمان آمد و مرا بر پشتش سوار کرد و باهم به آسمان رفتیم و بعد از خواب بیدار شدم. بعد که خواب را برای مادرم تعریف کردم گفت: به سمت آسمان رفته ای خواب بسیار خوبی است. چند روز بعد مجید را زایمان کردم. همیشه به خوابی که دیده بودم فکر می کردم تا این که شهید شد و به شهادت رسید.من فهمیدم که خدا پسرم را از همان شب برای شهادت انتخاب کرده بود. پسرم از ابتدا آسمانی بود که خدا خودش روزی به من هدیه داده بود و خودش نیز او را گرفت و به آسمان برد.
مجید وقتی ترک تحصیل کرد و به تهران رفته بود توانست در یک شیرینی پزی کار پیدا کند. مدتی از رفتنش نگذشته بود که یک روز یکی از دوستانش به در خانه ما آمد و یک پانصد تومانی که ان موقع ارزشش خیلی زیاد بود را به ما داد و گفت: مجید این پول را برای شما فرستاده و گفته نگران من نباشید جای من خوب است و من از این که پسرم بزرگ شده و آن قدر دلسوز خانواده است. خیلی خوش حال شدم. شهید خیلی خانواده دوست بود و مخصوصا به من و پدرش خیلی احترام می گذاشت. و هر کاری که به او می گفتیم حتی اگر مریض هم بود نه نمی گفت و تا جایی که از دستش برمی آمد انجام می داد.
 
 خصوصیات اخلاقی شهید:
شهید عزیز از نظر اخلاقی بسیار خوش اخلاق بود. نسبت به مال دنیا هیچ احساسی نداشت. و همیشه معنویات را در نظر گرفته و بسیار خوش سیما بود. 
منبع: معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده