دانشجوی شهید
بارالها، معشوقا برای گریز از سنگینی بار گناهانم هیچ راهی سراغ ندارم به جز آنکه به درگاه تو روی آورم و از تو استعانت بجویم.


به گزارش نوید شاهد استان گلستان:  دانشجوی شهید «محبت‌علی عودی» در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۴۰ در روستای بانیال از توابع شهرستان گرگان چشم به جهان گشود. وی دانشجوی دوره دکتری دانشگاه تهران در رشته دامپزشکی بود. سرانجام در تاریخ ۵ مهر ۱۳۶۳ در مریوان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:

«بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَـئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (بقره 218)

کسانی­که ایمان آورده‌­اند و کسانی­که مهاجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند آنان امیدوار رحمت خدا باشند که خدا غفور و رحیم است.

با نام خداوند رحمان و با سلام بر محمد (ص)، پیامبر و امام رحمت در برخورد با نسل­‌های پاک و مؤمن و پیام­‌آور نور در اوج حاکمیت تباهی­‌ها و تاریکی­‌ها و رسول هدایت در هنگام کثرت انحرافات و با سلام و تهیّت بر حضرت مهدی (عج)، یگانه منجی عالم بشریت از چنگال تبعیض­‌ها و ضلالت­‌ها و آخرین ذخیره­‌ خداوند در کره­‌‌زمین که برفرازنده­ قامت بلند عدل است و با درود بی نهایت بر امامم و مولایم خمینی کبیر، آن یگانه آوازگر حقیقی وحدت و منادی وحی در عصر جهالت و در هم کوبنده­ بساط ظلم مستکبران عالم و ثبوت حاکمیت مستضعفین.

بار خدایا، معبودا، اینک بنده­ حقیرت با قلبی دردمند و با خضوع که از عمق وجودش برمی­‌آید از تو می­‌خواهد که او را در گروه توابین و بخشوده­‌شدگان درگاهت قرار دهی.

پروردگارا بنده­ عاصی و خطاکار تو در نهایت ضعف چگونه می­‌تواند شکر نعمات بی­‌کرانت را که به او ارزانی داشتی به­ جا آورد در حالی­ که بندگان متعالیت با آن همه عبودیت و تقوا نتوانستند از پس شکران آن همه برآیند.

ستارا با لطف بی­‌دریغت خیلی از گناهانی را که انجام دادم از معرض دید بندگانت پوشاندی و بدین طریق آبرویم را حفظ کردی و در حالی­که راه­‌های انحرافی زیادی فرا رویم بود در صراط هدایت خویش قرار دادی .

بارالها، معشوقا برای گریز از سنگینی بار گناهانم هیچ راهی سراغ ندارم به جز آنکه به درگاه تو روی آورم و از تو استعانت بجویم. زیرا که تو در کتاب وحی فرموده­‌ای که رحمان بر تمام خلائق و رحیم بر مؤمنان هستی، با تمام عشقم می­‌خواهم در راه تو فنا شوم و جانم را نیز که تو آن را عطا فرموده­‌ای، می­‌خواهم در راه اعطلای دین تو و احقاق حق بندگان مظلوم تو و جاودانگی سیره و سنت پیامبرت محمّـد(ص) فدا کنم.

در پایان با ایمان به فجر و بر آمدن سپیده از پس گذر تباهی­‌ها و نوید پیروزی مستضعفان بر مستکبران گیتی نکاتی چند را متذکر می­شوم :

1- شما را توصیه به تقوای الهی می‌کنم که وصیت مقتدایم علی (ع) است.

2- اطاعت از ولایت فقیه که فلسفه­‌ی انقلاب اسلامی است و تحرک شیعه نیز از آن است.

3- اگر جنازه‌­ام را به دست آوردید در کلاله دفن شود و اگر مفقود گردید بهتر زیرا که غریبی پیکرهای معطر امام حسین و یارانش و همچنین مظلومیت شهدای گمنام اسلام برایمان بهتر محسوس گردد.

4- از مال دنیا فقط یک ساعت و هزار تومان پول دارم، آنها را صرف نماز و روزه برایم نمایید .

5- مقداری کتاب درسی دانشگاهی دارم، مایلم که به کتابخانه­‌ی دانشگاه تهران اهدا کنید تا مورد استفاده­‌ عزیزان دانشجو قرار گیرد.

6- از همگی بستگان بالاخص پدر و مادرم و عمه­‌هایم طلب حلالیت می­‌کنم و عاجزانه از آنها تقاضا دارم که در صورت امکان روزهای پنج­شنبه و جمعه بر سر مزارم، اگر داشتم حاضر و برایم طلب استغفار نمایند؛ زیرا که عذاب الهی بسیار سخت است.

در پایان ضمن اعتراف به این که نتوانستم حق فرزندی را در حق پدر و مادرم ادا نمایم همگی شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپارم.»
منبع: معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده