به مناسبت سال روز ولادت
همسرم تو نام زینب را داری باید زینب وار پیام خون من شهید را به تمام منافقین و کوردلانی که به خیال خام خود می خواهند نور خدا را خاموش کنند و حسین زمان را تنها بگذارند برسانی.
به گزارش نوید شاهد گلستان: شهید «حسن زنگانه»، ششم آذر 1330، درروستاي جنگلده از توابع شهرستان علي آبادكتول به دنيا آمد. پدرش «غلامعلي»، كشاورز بود و مادرش «فاطمه»، نام داشت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. كارمند آموزش و پرورش بود. سال 1353 ازدواج كرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. از سوي بسيج در جبهه حضور يافت. دوازدهم دي 1360 ، با سمت ت كتيرانداز در مريوان هنگام درگيري با نيروهاي عراقي بر اثر اصابت مواد منفجره به سر، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي امامزاده روستاي ساور كلاته تابعه شهرستان زادگاهش قرار دارد.

وصیت نامه شهید حسن زنگانه/ تا ملت بیدار است، هرگز حسین زمان تنها نخواهد ماند

با درود و سلام بر امام امت و سلام بر شهیدان راه حق. با درود و سلام بر رزمندگان تمام جبهه های حق علیه باطل، با درود و سلام بر امت به پا خواسته ایران. وصیت نامه خود را آغاز می کنم:

 اینجانب حسن زنگانه ساکن علی آباد گرگان که اکنون لحظات سرنوشت ساز زندگی ام را می گذرانم و اعزام نبرد در جبهه مریوان کردستان با کفار بعثی عراق هستم. چند کلمه ای به پدر و مادر و همسرم و برادران، خواهران  و فرزندانم سفارش می کنم به وصیت اینجانب عمل کرده و گوش به فرمان امام امت خمینی بت شکن ابراهیم زمان، حسین کربلای ایران، دستورات او را عمل کرده و مانند کوفیان تنها نگذارید.

 پدر و مادر اکنون که این وصیت نامه را می نویسم، عازم نبرد هستم. شاید دیگر شما را نبینم. می دانم که من آن طور که به شما در این دنیا می خواستم خدمت کنم، نکردم. می دانم که دوری من برای شما خیلی مشکل است. شما هیچ به فکر زن و بجه من نباشید. خداوند هر کس را که خلق می کند روزی اش را می دهد. ما وسیله ای بیش نیستیم. همه ما رفتنی هستیم. دیر یا زود چون این دنیا فانی است. هر کار که در این دنیا می کنیم باید برای رضای خدا باشد. اگر نه هیج فایده ای ندارد. اگر شهید شدم در دنیای دیگر منتظر شما هستم. 

همسرم تو نام زینب را داری باید زینب وار پیام خون من شهید را به تمام منافقین و کوردلانی که به خیال خام خود می خواهند نور خدا را خاموش کنند و حسین زمان را تنها بگذارند برسانی که تا ملت بیدار است هرگز حسین زمان تنها نخواهد ماند. این راهی بود که خودم با آگاهی که داشتم انتخاب کردم. و چگونه مردن را از امام حسین«ع»، و چگونه زیستن را از انبیا آموختم. 


 همسرم فرزندانم را به گونه ای تربیت کن که در راه اسلام و سرباز امام زمتن «عج»، باشند. و دخترانم با حجابشان از خون من شهید بر سر ظالمان و ستمگران کوبنده تر است. خواهرم تو باید پیام تمام شهیدان را به گوش جهانیان برسانی که وظیفه سنگینی داری. برادرم تو باید ادامه دهنده این راه باشی که غیر راه حسین و انبا راهی دیگر نیست. مادرم با دلی پر درد برای رهبرمان دعا کن تا انقلاب مهدی «عج»، از عمر ما بکاهد و به عمر او بیفزاید.

 پیام من به ملت ایران و جهان که گوش به فرمان رهبر باشند و مستضعفین را از زیر بار ستمگران و غارتگران نجات بخشند و تا حکومت مهدی «عج»، نهضت ادامه دارد. اگر شهید شدم گریه نکنید که شهید با شناخت و آگاهی که دارد راه خود را انتخاب می کند. 
والسلام حسن زنگانه 
منبع: معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده