به مناسبت سال روز شهادت
همان طور كه در بسيج و سپاه اين نورجلوه گري مي كند. حالات بچه ها همه عرفاني و معنوي است، نگاه و رفتار آنها حاكي از خيلي حرفها است.
به گزارش نوید شاهد گلستان: «شهید عباسعلی کریم آبادی»، بیستم مرداد 1344، در روستای کریم آباد از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش «قاسم»، کشاورز بود و مادرش «صدیقه»، نام داشت. دانش آموز دوم متوسطه در رشته تجربی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و نهم دی 1361، با سمت تخریب چی در پادگان ابوذر سرپل ذهاب بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش آن به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای امامزاده عبداله شهرستان زادگاهش قرار داد.

 مرگ سرخ بهتر از مرگ ننگين است/ من در جبهه جز زیبایی چیزی ندیدم
بسم الرب شهدا و الصديقين
از مومنين مرداني هستند كه صادقانه به آنچه با خداي خويش عهد كرده اند وفا كردند. سپس برخي ديگر در انتظارند با آنان که با شما می جنگند بجنگید.

با سلام خدمت امت هميشه در صحنه و پدر و مادر صبورم، عرايضي را به عرض مي رسانم  و انشا الله كه هميشه دعا گوي امام امت باشيد. امروز افتخار مان اين است كه در راه عقيده اي جهاد مي كنيم كه به حقانيت آن كاملا آگاهيم و غير از اين راهي برايمان  نمي ماند كه پيروز شويم و يا شهادت را همچون اسلحه اي رگبار بر فرق دشمن فرود آییم. 

با شناختي كه من ازدينم پيدا كرده ام و از اين طريق به سوي لقاي الهي و آرزوي شهادت را از آن معبود بي همتا دارم و مي خواهم كه در اين معراج نائل شوم ولي تا صلاح ديده باشد كه اين افضل است. 

آن كس كه مرا طلب كند مي يابد مرا، آن كس كه مرا يافت مي شناسد مرا، آن كس که شناخت مرا دوستم مي دارد، آن كس كه دوستم داشت به من عشق مي ورزد، آن كس كه به من عشق مي ورزد من نيز به او عشق مي ورزم و آن كسي را كه من بكشم خون بهايش به من واجب است پس من خودم خون بهايش هستم.

من در اين راه كاملا واقف و اگاه بودم. ما همواره از انبيا ياد مي گيريم، امام علي «ع» نيز این ابر مرد صبر و استقامت و مولاي مسلمين مي فرمايند:

«سوگند به خدا علاقه پسر ابوطالب به مرگ بيشتر از علاقه كودك به پستان مادر است». 

 آري او كه امام من است مرگ را هيچ نمي گيرد. من كه خودم را پيرو و ادامه دهنده راه او مي دانم چگونه بايد به سوي مرگ بروم، حال آنكه شيعه هستم.

من اگر از مولايم اطاعت بكنم و اگر در صحنه نباشم تنها نامم شيعه  است.  در اين حال ديگر ما را چه باكي است كه مرگ سرخ بهتر از مرگ ننگين است.
ما بايد رسالت شهيدان را كه پيروزي از ولايت فقيه است انجام دهيم و اگر راه آنها رابه پايان نرسانيم جزء مشركين آمريكايي به شماره مي رويم.

مرگ سرخ بهتر از مرگ ننگين است/ من در جبهه جز زیبایی چیزی ندیدم
پدران و مادران عزيز:

جبهه خيلي زيباست من در اینجا جز معرفت و نور چیزی نمی بینم. همان طور كه در بسيج و سپاه اين نورجلوه گري مي كند. حالات بچه ها همه عرفاني و معنوي است، نگاه و رفتار آنها حاكي از خيلي از حرفها است.

كسي كه عاشق است و در آرزوي ديدار توست كدامين راه را از اين شهادت بهتر و نزديك تر ببیند.
شما بايد فرزنداني را تربيت كنيد كه در بيت اامقدس و يا در لبنان و در هر جايي كه ظلم است مبارزه كند، نه اينكه پيشگيري كنيد و سد راه آنها شويد.

برادرم و خواهرم:

 ضربات دشمن بر پيكر شهيدان گواراتر و آرامتر از نوشيدن آب خنك در روز گرم تابستان است. مدتهاست كه هميشه دعا مي كنم كه مرگم شهادت در راه خدا باشد دوست دارم  شما نيز براي من دعا كنيد.

خدايا به ما توفيق بده كه در راه تو به همراه ولي تو كشته شويم و به فيض شهادت برسيم.
در پي شهادت ما كساني هستند كه راه شهادت ما را ادامه دهند چنانچه در اول  در سوره احزاب خوانده ايم ؛ «آن مومناني كه مانده اند و در انتظار تو بايد راه آنهايي كه به عهد خود وفا كرده اند را بپيمايند».  آنهايي كه شهيد شده اند رسالت خود را انجام داده و اميدوارم كه من نيز به اين رسالت عمل كرده باشم.

مادرم ،در برابر شهادت من كوه باش چون كوه استقامت كن و لحظه اي از ياد و نام خدا غافل نباشد.

خواهرم، ناراحت نباش روز خوشحالي نزديك است با نامردمان دست و پنجه نرم كن و هميشه همراه حق بر عليه منافقان و باطلان در نبرد باش.

پدرو مادر مهربانم، بدينوسيله مي خواهم از زحمات شما در باره خودم تشكر كنم. 
زحمات طاقت فرسايي كه 17سال براي من متحمل شديد. زحماتي كه هر كس از عهده آن بر نخواهد آمد. زحماتي كه هر روز علاقه من را به عشق و شهادت بيشتر مي كرد. زحماتي كه هر چه با خود فكر مي كنم كه چه طور آنرا جبران كنم؟ مي بينم كه در اين مورد عاجزم  و اين كار از دست من خارج است پس به خدا پناه مي برم و اين را از او طلب اجري عظيم براي شما مي كنم.

پدرم، تو خيلي خوب مي داني كه اين راهي كه من در آن قرار گرفته ام آرزوي نهايي من بود.

برادرم، اميدوارم كه مرا ببخشيد و علاقه ات هر روز به امام و انقلاب بيشتر شود و بتواني عقيده اي بكار ببري كه سازنده انقلاب باشد و شايد بداني كه عقيده، قوي ترين عامل در جهت سوق مردم به عمل و تلاش است.

مادرم، هر گز سياه نپوش چون سياه براي مرده است اما به گفته خدا در قرآن ما زنده هستيم و نزد خدا به اميد او روزي مي خوريم.

من كوچكتر از آن هستم كه به خانواده شهدا وصيتي بكنم بايد بگويم پدران و مادرانم فرزند از دست داده هيچ كونه ناراحتي به خود راه ندهيد، بلكه شما در ميان مردم سربلند زندگي كند زيرا شما توانستيد امانتي كه خدا به شما داده وهر لحظه می توانست آن را از شما بگيرد، به بهترين وجه آن را به در گاه باري تعالي تقديم كرديد.

برادران و خواهران حزب الهي، از شما مي خواهم كه نگذاريد خون شهدا پايمال شود. نگذاريد گروهك های منافق، خون شهيدان را پايمال كنند. به خدا شما در برابر خدا و خلق خدا مسول هستید. نگذارید كوچكترين لطمه اي به امام و انقلاب وارد بيايد. امروز جامعه ما نياز به نوارهاي كذايي و كتاب هاي مبتذل احتياج ندارد.

امروز بي حجاب و بي طرف در جامعه ما محكوم است و اگر به بعضي از تذكرات كه داده شده است عمل نكند بايد به بيشترين وجه با آنها برخورد كرد.

  امروز بايد پشتيبان ولايت فقيه و خط رهبري باشيم تا آسيبي به مملكت ما نرسد. 

اگر از مقام رهبري و ولايت فقیه اطاعت نكنيد در آخرت بايد درقبال شهيدان جواب پس دهيد.

در آخر از پدر و مادرم مي خواهم كه از من ناراحت نباشيد و مرا حلال كنيد تا نزد خدا شرمنده نباشم.

از همه خواهران وبرادرانم كه هر گونه ناراحتي از من ديده اند خواهش مي كنم كه مرا ببخشند و مرا حلال كنند.

برادران واحد تبليغات با جديت تمام كار كنند و اگر گناه و اشتباهي از من سر زد بعد از خدا مرا ببخشند و سعي بيشتر در تبليغات كنند. كه تبليغات مسئوليت سنگيني را به دنبال دارد. 

شكر می كنم كه تو به من توانايي داده اي و جسم سالم به من عطا كردي تا بتوانم ادامه دهنده و پيرو شهيدان و راه انبيا باشم.

براي سلامتي امام امت  اين بزرگ مرد تاريخ و صبر براي خانواده شهدا و پيروز ي رزمندگان اسلام در هر جبهه حق عليه باطل صلوات.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار.

برادر كوچك شما «عباسعلي كريم آبادي»



وصيت نامه
به نام الله پاسدار حرمت و خون شهيدان و با ياد امام خميني خدايا سوگند ياد مي كنم  كه هميشه و تا اخرين نفس در راه تو مستحكم و جان بر كف در راهت فداكاري كنم. الهي ياري ام ده كه بتوانم اين مهم را آنچنان كه شايسته مقام باري تعالي است بجا آورم.

خدايا من به جبهه آمده ام تا جان خود را بفروشم اميدوارم كه خريدار جان من تو باشي نه كس ديگر خدايا حالا كه در اين راه گام برداشته ام و بار سفر بسته ام و به سوي تو افتاده ام و به قدم به سوي تو آورده ام، تو را به حق محمد و ال محمد قسمت مي دهم كه مرا ديگر زنده به خانه و كاشانه ام برنگرداني.
انشا الله 
كسي كه عاشق است و در آرزوي ديدار معشوق است كدامين راه از اين شهادت بهتر و نزديك تر؟
منبع: معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده