وصیت نامه «شهید عبدالحسین قندهاری»
عروسی من در جبهه و عروس من شهادت است. صدای غرش گلوله توپ و خمپاره عقد مرا خواهد خواند و با پوششی از خون گرم و سرخ، خود را برای معشوقم الله تعالی جل جلاله آرایش خواهم کرد. از همین جا فرزندم؛ آزادی را به شما می سپارم. از آن محافظت کنید.
به گزارش نوید شاهد گلستان: «شهید عبدالحسین قندهاری»، یکم اسفندسال 1344، در روستای فته کش از توابع شهرستان بهشهر به دنیا آمد. پدرش «احمد»، و مادرش «ملوک»، نام داشت. دانش آموز دوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به چشم و و دست در بیست و سوم تیر ماه 1361، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای روستای سفید چاه تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.  
 
عروس من شهادت است و نام فرزندم آزادی
بسمعه تعالی
عروسی من در جبهه و عروس من شهادت است. صدای غرش گلوله توپ و خمپاره عقد مرا خواهد خواند و با پوششی از خون گرم و سرخ، خود را برای معشوقم الله تعالی جل جلاله آرایش خواهم کرد. 

در غافله شادی مسلسلها و بارش نقل سربی در حجله سنگر عروس شهادت را به آغوش خواهم کشید و در همهمه تشیع کنندگان پیکرم، که اتومبیل تابوت من گلباران می شود. مشت های گره کرده و با تکبیر آن را تا منزلگه عشق بدرقه خواهند کرد. 

عروس من شهادت است و نام فرزندم را آزادی و از همین جا فرزندم؛ آزادی را به شما می سپارم. از آن محافظت کنید نباشید از آنکسانی که «فذالک الذی یدع الیتیم».

اول سلام بر روح الله ابر مرد تاریخ سازش ناپذیر، آن نائب برحق امام زمان «عج»، خمینی بت شکن. دوم سلام بر آیت الله منتظری که فقیه والا مقام و امید امام و امت است. سوم بر مادر مهربان و دلسوزم که اگر جنازه پسرش را بدستش بدهند خود با کمال رضایت و سپاس و شکر در قبر می گذارد.

سلام آخر به دوستان و خویشاوندان که پیرو ولایت فقیه هستند و سلام گرم دلپذیر بر خواهران و برادرانی که تهمت و فحش رادر راه اسلام خوردند و مانند بهشتی مقاومت کردنند تا پوزه شایعه سازان و آن منافقان زیرک و آن احمق های زاید را به خاک مالیدند و می مالند. 

اما برادرانم شما اسلحه خونینم را از زمین بردارید و تا پیروزی نهایی با پیوستن به خودم راهم را ادامه دهید. 
«عبدالحسین قندهاری» 
منبع: معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده