« سیره شهید »
پیکر این شهید گرامی پس از 19 سال پیدا شده وبه انتظار خانواده اش پایان داده شد و پس از تشبیع به دست مردم غیور گرگان در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد
به گزارش نوید شاهد گلستان: شهید «خلیل الله گل بی بی مرزنکلاتی»، دوم بهمن 1345، در شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش «محمد تقی فوت 1352»، و مادرش « شاه بیکه»، نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. تعمیرکار خودرو بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی 1365، در ام الرصاص عراق به شهادت رسید. پیکر وی مدت ها در منطقه به جا ماند و سی ام مهر ماه 1374، پس از تفحص در گلزار شهدای امامزاده عبدالله زادگاهش به خاک سپرده شد.  
 شهید «خلیل الله گل بی بی مرزنکلاتی»، بازگشت به آغوش خانواده  پس از 19 سال چشم انتظاری

 فرزند پنجم خانواده بود و ۳ برادر و ۳ خواهر دارد . وقتی‌ شهید کودک بود پدرش خدمتگزار شهرداری بود. البته در کنار این شغل در روستای مرزنکلاته زمین کشاورزی نیز داشته و زراعت می کردند وبه این طریق امرا معاش کرده و از نظر اقتصادی درحد متوسط بودند.

 او نیز مانند هم سن وسالانش در سن 7 سالگی برای فراگیری علم و تحصیل به مدرسه رفت دوره ابتدایی را در گرگان گذراند وپا به مرحله راهنمایی گذاشت واین دوره را نیزبا موفقیت سپری کرده
وموفق به گرفتن سیکل شد.

شهید از اخلاق بسیار خوب وعالی ورفتار پسندیده برخوردار بود خیلی مهربان بوده و همیشه یا لبخند صحبت می کرد و برای اطرافیان و خانواده اش احترام خاصی می گذاشت.  همین صفات پسندیده در او باعث شده بود تا دوستان و آشنایان زیادی داشته باشد. او محرم اسرار دیگران بوده و امانتداری ورازداری از صفات بارز ایشان یه شمار می رفت.

 شهید دست دهنده زیاد داشت و از هیچ تلاشی برای کمک به اطرافیان و بخصوص فقرا دریغ      نمی کرد. پیرو راه امیرالمومین، شبانه به در خانه مستمندان می رفت و آنها کمک می کرد و همیشه به مادرش سفارش می کرد اگر می خواهد به کسی کمک کند مخفیانه باشد تا مبادا باعث خجالت آن فرد شود. 

ایشان اهل مطالعه نیز بودند وبه خواندن کتابهای مذهبی علاقه داشتند او به پدر و مادر و خانواده اش علاقه زیادی داشت  و از بودن در کنار آنها لذت می برد. بیشتر اوقات با خانواده به تفریح وگردش می رفت.

شهید اهل تحرک و ورزش بود به بازی فوتبال عشق می ورزید. او در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده بود و فردی بسیار متدین و با خدا بود به تلاوت قرآن علاقه داشت. نمازش را بسیار عالی و طولانی و با خلوص نیت می خواند ود ر پیشگاه خداوند صورتش را به خاک می مالید ودعا و تضوع می کرد.

 شهید به امام خمینی(ره) علاقه زیادی داشت وهمیشه پیزو خط امام و طرفدار انقلاب اسلامی ایران بود. حتی در دوران انقلاب با وجود سن کمش به همراه خانواده در تظاهرات ها بر علیه رژیم شاه شرکت می کرد.

 با شروع جنگ تحمیلی نیز این جوان غیرتمند و پرشور ایرانی آرام نشست وبا وجودی که علاقه زیادی به فراگیری علم وتحصیل داشت ترک تحصیل کرده وبه فرمان امام خمینی برای دفاع از مرز بوم کشور پا خواست به همین دلیل دو سال به صورت داوطلب از طریق بسیج به جپهه رفت و 5سال مرتب در جپهه ها بود تا اینکه موعد سربازیش فرا رسید طی این 5سال یک بار هم در منطقه فاو براثر اصابت گلوله ترکنش به گلو و نواحی دیگر بدنش مجروح شده و 6 ماه در بیمارستان تبریز  بستری بود.
 او پس از بهبودی دوباره به جپهه های جنگ حق علیه باطل برگشت و بعد از آن به عنوان سرباز از طریق سپاه به منطقه اعزام شد و در آنجا با مسئولیت قواص برای دفاع از مرز بوم کشورش جنگید و پس از رشادت های و فداکاری های فراوان که در این راه از خودشان داد در سال 65 مفقود الااثر شد. 
«روحش شاد و راهش پررهروباد.»
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرنده فرهنگی شهدا



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده