شهدای معلم
شهيد حسيني حدود 14 سال مفقودالاثر بودند. و مایکبار تکه ای ازلباسش راتشییع کردیم وبعد از 14 سال که جنازه اش پیداشد جسد مطهرش رابه خاک سپردیم
به گزارش نوید شاهد گلستان: شهید «سید ابراهیم حسینی نوده»،  یکم آبان ،1344در روســتاي نوده از توابع شهرستان گرگان به دنیاآمد. پدرش ســیدعباس (فوت )1344و مادرش هاجر نام داشت. دانشجوي دوره کارداني در رشته تربیت معلم بود. از سوي بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و یکم بهمن 1364، در ام الرصاص عراق به شــهادت رسید. پیکر وي مدتها در منطقــه برجا ماند و بیســتم فروردین ،1365 پس از تفحص در گلزار شهداي امامزاده عبدالله شهرستان زادگاهش به خاک سپرده شد. او را عباس نیز مي نامیدند.
 زندگی نامه شهید آموزگار« سید ابراهیم حسینی نوده»، شهیدی که با تکه ای از لباس تشیع شد


سيد ابراهيم حسيني نوده فرزند عباس در اول آبان 1344 در روستاي نوده ملك از توابع گرگان در خانواده مذهبي و معتقد به اهل بيت پا به عرصه وجود گذاشت. او فرزند آخر خانواده‌اي مومن و متعهد بود كه نامش را ابراهيم نهادند و به نام عباس نيز معروف است. گويي روند طبيعيت با كوتاه كردن سايه پدر مي‌خواست او با قرار گرفتن در شرايط دشوار زندگي آبديده گردد. چون آنها از نظر مالي در سطح ضعيفي بودند و مادرش به تنهايي بار زندگي را بر دوش ‌كشيد . 

او دوران كودكي را با سختي پشت سر گذاشت و تحت تعليم و تربيت صحيح  مادرش رشد يافت و پا به سن هفت سالگي گذاشت و جهت فراگيري علم به مدرسه پا گذاشت و تحصيلات ابتدايي را در دبستان خسروي نوده ملك با موفقيت تمام و با اخذ عاليترين نمرات سپري نمود. 

 او دوران راهنمايي را با موفقيت در همان روستا پشت سر گذاشت و دوره متوسطه را در دبيرستان شهيد رجايي گرگان گذراند و موفق به اخذ مدرك ديپلم رياضي و فيزيك از اين دبيرستان شد. او عاشق درس و كسب علم ودانش بودوبه فراگیری علم وکشف چیزهای تازه بسیار اهمیت می داد وراهنما ومعلمی دلسوز برای دوستانش بود ودر درسهایشان به آنها کمک می کرد.

او جواني بسيار آرام و مظلوم بود و متانت و وقار تمام زندگيش را تحت‌الشعاع قرار داده بود و آداب جواني و معرفت چون سيلابي خروشان سراپاي هستي اش را فرا گرفته بود و با داشتن خصلتها و منش‌هاي وارسته‌اش در ميان دوستان عزيز و گرامي بود. 

زندگی نامه شهید آموزگار« سید ابراهیم حسینی نوده»، شهیدی که با تکه ای از لباس تشیع شد
با شروع زمينه هاي انقلاب او با اينكه سن كمي داشت اما در كليه راهپيمايي ها و ساير مراسمات انقلابي شركت مي‌كرد و حضوري فعال داشت و در آن دوران در جهت تحول فرهنگي در اماكن آموزشي همواره به عنوان يكي از فعالترين چهره ها شناخته مي‌شد .واینها نتیجه درک بالا وروشنی که از رژیم استعمارگران وچپاولگری پهلوی داشت بود.

سيد ابراهيم بسيار با ايمان و تقوا بود و در عمل به وظايف ديني اش همواره کوشابودو كوتاهي نمي‌كرد و مقيد به اجراي احكام و واجبات ديني و مذهبي بود، در جلسات قرآن و احکام نیز هميشه حضور داشت و به خواندن كتابهاي مذهبي نيز علاقه خاصي داشت. او همچنين به دليل عشق به ائمه اطهار كه در روح و جانش ريشه دوانیده بود همواره در مراسم عزاداري و سوگواري آن عزيزان مخصوصادرماه محرم حضوري ثابت و فعال داشت.

درانجام کارهای خیر نیز همیشه پیش قدم بود واز هیچ کمکی درحق دیگران مضایقه نمی کرد واگر کسی دست نیاز به سوی او درازمی کرد اگر نمی توانست کمک مالی به او بکند حتماَ سعی می کرد که جوردیگری برایش جبران کند پس ازپیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وبه فرمان امام برای تشکیل ارتش بیست میلیونی او نیز به فراگیری فنون نظامی پرداخت وبه عضویت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و آن هنگام که امام ندای حضور درصحنه هاراداد اونیز درهمه صحنه ها حضور فعال داشت و همواره حضور مستمر درپایگاه بسیج داشت وشرکت درمراسمات بسیج رایک وظیفه می دانست.

 با شروع جنگ تحميلي عراق او نيز وظيفه خود مي‌دانست تا حق خود را نسبت به انقلاب و مردم كشورش ادا نمايد و پس از گذراندن يك دوره آموزشي در گهر باران ساري در سال 62 براي اولين بار از طرف بسيج به جبهه اعزام شد و (در منطقه سومار، سوسنگرد، دهلران و هويزه) به عنوان تك تيرانداز مشغول به خدمت شد و حدود سه ماه در جبهه حضور داشت و پس از پايان يافتن ماموريتش به آغوش گرم خانواده بازگشت.

 در سال 63 در آزمون تربيت معلم شركت كرد و بار ديگر موفقيت خود را در زمينه تحصيل ثابت نمود و با قبولي در آزمون مربوطه جهت گذراندن دوره فوق ديپلم در دانشسراي تربيت معلم امام خميني گرگان به تحصيل ادامه داد و ايشان در زمان شهادت دانشجوي سال آخر تربيت معلم بود. 

 سكينه الازمني همسر برادر ايشان مي‌گويد: سيد ابراهيم جواني بسيار مومن و متدين بود به طوري كه نماز اول وقتش هيچ وقت ترك نمي‌شد و بيشتر نمازش را با جماعت و در مسجد محل مي‌خواند و از همان سنين كودكي و زماني كه پا به مدرسه گذاشت نمازش  را مي‌خواند و از چند سال بعد شروع به روزه گرفتن كرد.

درمراسم پرشکوه نماز جمعه نیز شرکت می کرد و قرآن رانیز به راحتی قرائت می کرد واگراوقات فراغتی داشت به تلاوت قرآن کریم وهمینطور انجام ورزشهایی که دوست داشت می پرداخت. ايشان  به حجاب خيلي اهميت مي‌داد و به رعايت حجاب تاكيد داشت به طوري كه دختر من كه سن كمي داشت  و اگر سر لخت مي‌شد تذكر مي داد و نمي‌گذاشت كه بدون روسري بيرون برود. 

زندگی نامه شهید آموزگار« سید ابراهیم حسینی نوده»، شهیدی که با تکه ای از لباس تشیع شد
 به درس و تحصيل خيلي علاقه داشت و قبل از اعزام به جبهه همه هفته را در دانشسرا بود .جوان بسیار آرام ومظلومی بود ومتانت زیادی داشت به طوری که دلش نمی خواست کسی بداند که او به جبهه می رود وگفته بود می خواهیم بادوستانم به جایی بروم و بعد از اعزامش مشخص شد که به جبهه رفته است  شهيد حسيني حدود 14 سال مفقودالاثر بودند. و مایکبار تکه ای ازلباسش راتشییع کردیم وبعد از 14 سال که جنازه اش پیداشد جسد مطهرش رابه خاک سپردیم.

خواهر ايشان مي‌گويد كه ابراهيم بسيار با اخلاق وخوش برخورد بود ورفتارش با همه خوب بود وبه همه احترام می گذاشت و بين كوچك و بزرگ فرقي نمي گذاشت و حق و حقوق ديگران را هميشه رعايت مي‌كرد.او اعتقادات بسیار قوی داشت ولحظه ای ازنماز و روزه و قرآن غافل نمی شد و از مراسم هایی که توی مسجد برگزار می شد نیز لحظه ای غافل نبود. فعالیت زیادی درمسجد داشت به حجاب اهمیت می داد. همیشه می گفت: در زندگی زینب گونه باشید. 

همرزم شهید، غلام جافر نوده می گوید: من از دوران کودکی تا تحصیلات تربیت معلم با شهید بزرگوار بودم. سید در دوران کودکی پدر خود را ازدست داد و با محرومیت بسیار و با حالت فقر و تنگدستی این دوران را با موفقیت گذراند. او از هوش و ذکاوت بسیار خوبی برخوردار بود و درب یشتر اوقات ما را درد رسها یاری میکرد.

زمانی که جنگ تحمیلی شروع شد نتوانست طاقت بیاورد وباهم بسوی جبهه آمدیم  روحيه بسيار بالا و شجاعت او در گردانها و لشكر 25 كربلا بسيار زبانزد بود. اخلاق پیامبرگونه ولبخند وتبسم درچهره او نمایان بود دراکثرشب ها نمازشب می خواند ودعاهارازمزمه می کرد وهیچ وقت یادخدا وائمه اطهار ازذهن او نمی رفت.

همیشه به یاد امام و انقلاب بود در بیشتر وقت ها بایک تکه نان وخرما سرمی کرد،ب دون اینکه هیچ توقعی ازمسئولین داشته باشد و همیشه کارهای پرخطررا خودش انجام می داد.
زندگی نامه شهید آموزگار« سید ابراهیم حسینی نوده»، شهیدی که با تکه ای از لباس تشیع شد

برای کسب اطلاعات گردان باچند نفر به قلب دشمن می رفت واطلاعات بسیار خوبی راکسب می کرد. امادریک درگیری تاچندین سال مفقود می شود و تا اینکه موفق می شوند پیکر بی جان او را پیدا نمایند.
 سیدابراهیم برای دومین بار درتاریخ پنجم دی 1364، باکاروان راهیان کربلا عازم جبهه های حق علیه باطل درمنطقه جنوب گردید ورشادت وشجاعت زیادی ازخوددر آن مناطق به عنوان تیربارچی نشان داد و همراه بادیگر همرزمانش به طور خستگی ناپذیر در آنجا فعالیت کرد.

 سرانجام در عمليات با شكوه كربلاي چهار در منطقه ام الرصاص در تاريخ بیست و یکم بهمن 1364، از ناحيه سر مورد اصابت تير دشمنان بعثي عراق قرار گرفت و شهد گواراي عشق را با شربت شيرين شهادت نوشيد و به ديدار حق شتافت.
 
گزيده اي از خصوصيات وي‍ژه شهيد

1. معتقد به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود
2. دارای هوش و ذکاوت و استعداد فوق العاده بود 
3. بسیار آرام و مظلوم و باوقار و متانت بود
4. حضور مستمر و با اخلاص در پایگاه رابه عنوان یک وظیفه می دانست

منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرنده فرهنگی شهدا
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده