معرفی کتاب
حالا سه ساعت از آن واقعه گذشته بود. تنم یخ شده بود. یکی آمد کنارم و بغلم کرد. بدن داغش به من آرامش داد. خیلی تشنه بودم. فرمانده آمد بالای سرم، کنارم نشست
به گزارش نوید شاهد گلستان: حالا سه ساعت از آن واقعه گذشته بود. تنم یخ شده بود. یکی آمد کنارم و بغلم کرد. بدن داغش به من آرامش داد. خیلی تشنه بودم. فرمانده آمد بالای سرم، کنارم نشست. آرام و بی قرار، دستش را گذاشت روی چشمم و شروع کرد به تاقین خواندن. شنیدم کسی گفت: «نه هنوز تموم نکردهاست». آرام گفت: « هی پسر! تکلیف خودت را روشن کن. می خوای بمونی یا بری؟». شمیدم. با سر به آسمان اشاره کرد؛ یعنی دلم می خواهد بروم. خندید و گفت: «ایشالا! ما هم منتظریم.
معرفی کتاب/ گردان عطش
عنوان کتاب: گردان عطش، 14 خاطره خواندنی از مردان جنگ
نویسنده: غلام علی نسائی
ناشر: انتشارات شهدای نینوا
تیراژ: 1000 نسخه
قیمت: 120000 ریال
نوبت چاپ: پاییز 1395
کلیه حقوق مادی و معنوی این کتاب، برای کنگره بزرگداشت 4000 شهید استان گلستان محفوظ می باشد. 

حالا سه ساعت از آن واقعه گذشته بود. تنم یخ شده بود. یکی آمد کنارم و بغلم کرد. بدن داغش به من آرامش داد. خیلی تشنه بودم. فرمانده آمد بالای سرم، کنارم نشست. آرام و بی قرار، دستش را گذاشت روی چشمم و شروع کرد به تاقین خواندن. شنیدم کسی گفت: «نه هنوز تموم نکردهاست». آرام گفت: « هی پسر! تکلیف خودت را روشن کن. می خوای بمونی یا بری؟». شمیدم. با سر به آسمان اشاره کرد؛ یعنی دلم می خواهد بروم. خندید و گفت: «ایشالا! ما هم منتظریم.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده