معرفی کتاب
کاربلد بود. حتی آموزش های آزاد را داوطلبانه می دید و تخصص می گرفت. می گفت: « این آموزشی که می بینم، هم به درد کار خودم کی خوره، هم می تونه به بقیه انتقالش بدم»
به گزارش نوید شاهد گلستان: سید احسان را با تعدادی از بچه ها می گذاشتیم یک اکیپ. تجهیزات را که به بچه ها می دادم، وقتی می دید بعضی از وسیله ها ناقص است، همان را برای خودش برمی داشت و بهترها را بین بچه ها تقسیم می کرد. یک وقت می دیدی نوک سرنیزه اش شکسته یا دسته اش شکسته و وقتی می خواهد باهاش کارکند کف دستش را اذیت می کند.
معرفی کتاب/ مثل نسیم، شهید سید احسان حاجی حتم لو
می گفتم: «خب سید جان، چرا این را برداشتی؟»
می خندید و می گفت: «فرقی نداره، می خواد یکی دیگه برداره، من برمی دارم.»

سید احسان به خاطر تبحر خاصی که در رشته تخریب داشت، مربی هم بود. شاگردان خوبی هم تربیت کرد و کلاس های زیادی را در پادگان خودمان و حتی این اواخر در شهرستان های دیگر برگزار می کرد. کاربلد بود. حتی آموزش های آزاد را داوطلبانه می دید و تخصص می گرفت. 
می گفت: « این آموزشی که می بینم، هم به درد کار خودم کی خوره، هم می تونه به بقیه انتقالش بدم».
 
معرفی کتاب: مثل نسیم، سید احسان حاجی حتم لو
ف به قلم اعظم سادات حسینی
نوبت چاپ: دوم، 1397
شمارگان: 2200 نسخه
مدیر هنری: احسان حسینی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده