شهدای عملیات بیت المقدس
اما تو اي پدر مهربان اين را بدان كه من خوشبختي كامل خود را يافته ام و به آرزويي كه داشته اي رسيدي چون من زندگي جاويد يافتم. و اين را هم بدان كه خوشبخت خوشبخت شده ام .
به گزارش نوید شاهد گلستان: شهید «علی کريمي»، دوم دي 1338، در روســتاي بیارجمند از توابع شهرستان شاهرود به دنیا آمد. پــدرش محمد، راننده تاکســي بود و مــادرش فاطمه نام داشت. تا چهارم متوسطه در رشــته ادبیات درس خواند. به عنوان ســرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیســت و چهارم اردیبهشــت1361، در جفیر بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شــد. مزارش در گلزار شهداي امامزاده عبدالله شهرستان گرگان قرار دارد.
«شهید علی کریمی»؛ من به آرزویم که همانا شهادت بود رسیدم

خدمت پدر و مادر عزیزم :
سلام و پس از عرض سلام امیدوارم که حالتان خوب باشد و هیچگونه کسالتی نداشته باشید و شما هم روزگار را به خوبی و خوشی بگذرانید و از لحاظ من هیچگونه ناراحتی نداشته باشید و اگر از احوالات پس سرباز خود را خواسته باشید بدعاگوئی وجود شما مشغول می باشم.

نامه پر مهر و محبت شما در تاریخ چهاردهم اردیبهشت 1361، به دستم رسید و خیلی خوشحال شدم. به علت در هم بودن اوضاع  به شهر نمی آمدیم. نامه ام دیر به شما برسد ناراحت نباشید حالم خیلی خوب است.

پدرجان از اینکه زیادی به یاد من هستید خیلی از تو ممنونم. امیدوارم که چرخ زندگیت به خوبی بچرخد و هیچوقت از چرخش نیفتد. امیدوارم که ماشین هم درست شده باشد. پدرجان از لحاظ ساعتی که برایم خریدی امیدوارم که روزی مرخصی بیایم و از آن ساعت استفاده کنم. و اما تو مادرجان از اینکه برایم ناراحتی نمی کنی خیلی متشکرم.  همان طور که گفتی دعا می کنم. فقط برایم دعاکن. تا با دعاهای تو موفق باشم. امیدوارم که تو هم در ادامه زندگیت موفق باشی.

پدرجان در آخر هیچ لازم ندارم هیچ ناراحت نباشید و مادرجان از لحاظ حال من خیالت جمع باشد و هیچ چیز لازم ندارم در آخر به ننه جان و ننه زهرا و خاله ها و عمو و تمام اقوام و خویشان سلام زیاد برسان .
در پایان موفقیت شما را از درگاه خداوند خواهانم

«شهید علی کریمی»؛ من به آرزویم که همانا شهادت بود رسیدم
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام به پدر و مادر عزيزم به تو اي پدر و مادرم كه اين چنين فرزندي پرورانديد تا راه آزادي كشور و ناموس خود اين چنين شجاعانه جان را به جان افرين تسليم نمايد. به تو اي مادر كه با خون جگر مرا بزرگ كرده اي از تو تقاضا دارم كه اگر خدا مرا به درجه رفيع شهادت رسانيد هيچ گاه گريه نكني حتي خطور هم به قلبت راه نده چون خدا ارحم الراحمين است.مادر عزيزم مي دانستم دوست داری روزي مرا داماد كني.
 اما تو اي پدر مهربان اين را بدان كه من خوشبختي كامل خود را يافته ام و به آرزويي كه داشته اي رسيدي چون من زندگي جاويد يافتم. و اين را هم بدان كه خوشبخت خوشبخت شده ام.
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده