شهدای کربلای یک،
شهربانو جان مي دانم دوري از هم خيلي سخت است و کنار هم بودن چقدر شيرين و گوارا است اما اگر همين جدايي ها نباشد چگونه حفظ اسلام و ناموس را کنيم
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید حسینعلی میقانی مرزنکلاته/ یکم اسفند 1340، در روستای مرزنکلاته از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش موسی، معلم بود و مادرش کبرا نام داشت. تا پایان دوره کاردانی در رشته دینی و عربی درس خواند. او نیز معلم بود. سال 1365 ازدواج کرد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دهم تیر 1365، با سمت معاون فرمانده دسته و کمک آر پی جی زن در مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پهلو، شهید شد. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند.

عاشقانه های شهید حسینعلی میقانی به همسر
بسمه تعالي 
خدمت همسر مهربان و عزيز و بهتر از جان سلام عليکم،
اين سلام گرم و صميمانه که از اعماق قلبم سرچشمه مي گيرد  و از اين فضاي گرم هفت تپه خوزستان فرسنگ هاي مسافت پر فراز و نشيب را مي پيمايد و در فضاي گرگان پس از کمي گردش قلب تو راپيدا خواهد کرد و پيوند ناگسستني هميشگي را تکرار مي کند.  و آن درود قلبي مرا به صورت پيام به قلب تو مي رساند. آنجا که نامه را مي خواني همان که قلب من متوجه شد نامه را خواندي قلب من احساس آرامش مي کند. چون که اطمينان قلب من به اين خاطر است که با قلبي پيوند خورده است که هم انسانيت در آن است و هم شرم و حيا و خلق و خوي نيکو و وفاداري و حفظ آبروي خانوادگي را دارا مي باشد.


عاشقانه های شهید حسینعلی میقانی به همسر

شهربانو جان مي دانم دوري از هم خيلي سخت است و کنار هم بودن چقدر شيرين و گوارا است . اما اگر همين جدايي ها نباشد چگونه حفظ اسلام و ناموس را کنيم بالاخره اسلام بر هر مسلمان وظيفه اي قرار داده و آن دفاع کردن از دست آوردهاي انقلاب و اسلام وظيفه و مسئوليت مي گذاشت. هر کس لبيک گفت او انجام وظيفه کرده است و هر کس نگفت جوابگويش خودش مي باشد.

 در دادگاه عدل الهي من هم توانستم به جبهه نيايم و در کنار هم باشيم. کسي نمي توانست من را اجبار کند. چون هم شغل مناسبي دارم و سرباز هم نیستم. اما بخاطر حفظ عفت اسلام ناموس اسلام و شما هم که در پشت جبهه هستيد و نمي توانيد به جبهه بياييد و راه رزمندگان را ادامه دهيد. همچون زينب کبري و آن نسيت که ابتدا تقوا و ايمان به خدا را در خود بيشتر کني و حجاب ظاهر و باطن را حفظ کني و از معاشرت حتي به اندازه احوالپرسي هم از نامحرم دوري کني و هميشه نگاهت را از نامحرم بپوشاني اين صفات را که خود بوجود آوردي (البته تا آنجا که من اطلاع دارم در خود اين صفات وجود دارد).

 براي آگاه کردن دختران مسلمان ديگر بکوش. آنها را تشويق کن به پرهيز از گناه ودعوت کن البته من در پشت جبهه هستم هميشه سعي اين صفات را در خودم بوجود آورم و بعد مبلغ باشم. انشا الله تو همينطور بودي و هستي من به عنوان يک مسلمان و کسي که دوستدار حفظ آبرو و ارزش و انسانيت تو هست توصيه مي کنم  که از خانه اي که در آن نامحرم نشسته دوري کن. و در آن ننشيني البته من مطمئن هستم تو خودت خيلي از من با تقوا تر و با ايمان تري و قبل از اينکه اين ها را بگويم تو خودت عمل مي کردي.

مي دانم ماه رمضان است و روزه داري انشا الله خدا قبول کند. ما که در اينجا نمي توانيم روزه بگيريم ان شاالله بعدا خواهيم گرفت. شهربانو جان درآخرين کلمات خيلي دوستت دارم و قلبم جز تو کسي در آن راه ندارد هميشه مي گويم قبل از تو از اين دنيا بروم و البته در آخر از زنان افسونگر و کسانيکه حرف زشت مي زنند دوري کن. آنکه هرگز فراموشت نمي کند همسرت علي ميقاني.
راستي رمضان پهلوي من است و بهمن خيلي خيلي به تو سلام مي رسانند و از قول من و رمضان به خانم رمضان دختر حاجي خيلي خيلي سلام برسان.  
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده