شهدای کربلای یک « شیخ محمد قربانی نصرآبادی»،
به جبهه میروم تا دشمن متجاورز را در خاک خودش بر زمین بکویم تا دیگر قدرت بلند شدن را نداشته باشد چون من پیرو آن کسی هستم که در جواب مشرکان فرمودند: بخدا قسم اگر ماه در دست چیم و خورشید را در دست راستم قرار دهید از راهم که همانا حفظ مکتبم باشد باز نخواهم گشت
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید شیخ محمد قربانی نصرآبادی/ هفدهم فروردین 1346، در روستای نصرآباد از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش رمضان، کشاورز بود و مادرش شهربانو نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. طلبه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. سیزدهم تیر 1365، با سمت تک تیرانداز در مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سینه و دست، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای امامزاده عبداله زادگاهش قرار دارد.او را شیخ محمد نیز می نامیدند.

شهید« شیخ محمد قربانی نصرآبادی»،هدف از جبهه رفتن را در وصیت نامه اش چه چیز بیان می داند؟
بخشی از وصیت نامه طلبه شهید شیخ محمد قربانی
بسم الله الرحمن الرحیم

برای ملت بپا خاسته ما که مسئولیت های بزرگ را به عهده گرفته ایم شهادت عشق است.

(شهید مظلوم بهشتی)

ای اهل ایمان سلاح جنگ برگیرید و آنگاه دسته دسته و همه بیک بار متفق برای جهاد بیرون روید.

(قرآن کریم)

با سلام و درود گرم به پیشگاه یگانه منجی عالم بشریت حضرت حجه بن الحسن ارواحنا روحی له الفداء، و با سلام گرم به رهبرم، رهبری که مرامش مرام پیامبر خدا و خطش خط سرخ آل محمد (ص) و علی (ع) است و درود بی پایانم به ملت غیور و بیدار کشورم ایران و نیز سلام بیکرانم به رزمندگان پرتوان و سلحشوران وطنم رزمندگانی که با دستی سلاح و با دست دیگر قرآن و نیز با قلبی مملو از شجاعت و ایمان و رشادت برای تداوم انقلاب شکوهمند اسلامی ایران اینگونه جانفشانی میکنند و درودم به ارواح پاک و مطهر شهیدان اسلام از نخست تا کنون.

من محمد قربانی، متولد سال 1346 هستم، هدف من از جبهه رفتن این است میخواهم به جبهه بروم تا جبهه گیری کنم در مقابل کفر و در مقابل کفری که خانه و کاشانه ملت جان بر کف وطنم را آواره ساخت و وحدت و پیوند را مسلمین را در هم زده است.

به جبهه میروم تا دشمن متجاورز را در خاک خودش بر زمین بکویم تا دیگر قدرت بلند شدن را نداشته باشد چون من پیرو آن کسی هستم که در جواب مشرکان فرمودند: بخدا قسم اگر ماه در دست چیم و خورشید را در دست راستم قرار دهید از راهم که همانا حفظ مکتبم باشد باز نخواهم گشت.

میخواهم به کمک طفل بی سرپرستی بشتابم که زانوان کوچکش را در بغل گرفته و اشکهای درشتش از چشمان کوچکش همچون دو قطره مروارید بروی گونه های لطیفش میغلطد و آنگاه در دامان یا بر زانوان و یا برزمین می افتد که این اشک همانا اشک داغی است.

اهداف شهید « شیخ محمد قربانی نصرآبادی» در وصیت نامه اش چه چیز می داند؟
داغ پدر و مادر و داغ برادر و خویشان است. و نیز میخواهم به کمک برادران عراقی بشتابم تا خورشید روشنائی دل سردشان را گرم ساخته و نور هدایت در قلبشان روشن گردد.آری میخواهم به کربلای حسین(ع) بروم آرزویم این باشد که به کربلا روم تا ابد به این امید خواهم رسید و میدانم که اگر کشته هم بشوم میرسم.

پدر گرامی و مادر مهربانم اکنون که پا در جایگاه جهاد گذاشتم و میروم تا به کمک برادران دینیم به یاری الله آخرین تفاله های کفر را برچینم و غرق در دریا کنم. شما ای پدر گرامی و ارجمندم زحمات بی پایانت را بر من ارزانی بخش و نیز مادر مهربانم شیر پاکت را بر من حلال کن خواهرم حجاب سنگری است که اسلام و قرآن در آن پاسداری میشود.

شهید« شیخ محمد قربانی نصرآبادی»،هدف از جبهه رفتن را در وصیت نامه اش چه چیز بیان می داند؟
و از تو میخواهم همچنان به داشتن عفت ادامه دهی که میدانم اینچنین هستی برادران عزیزم فامیلهای پر محبتم حالا که از بین شما رفتم امیدوارم در بهشت دیدارها تازه کنیم و از اینکه به شما آزاری رساندم از همه شما عذر میخواهم و همچنین از دوستان باوفایم.

پدر و مادر عزیزم و دوستان پر محبتم شما آرزو داشتید که مرا در لباس روحانیت ببینید بنده هم این آرزو را داشتم، ولی من هیچ فرقی بین لباس روحانیت و لباس شهادت نمیدانم اگر بنا باشد که من لباس روحانیت را بر تن بپوشم و برای اسلام تبلیغ بکنم وقتی احساس کردم که وجودم به جبهه لازم هست میروم و اگر هم شهید شدم با ریختن خونم به اسلام خدمت میکنم پس چه فرقی دارد که من با لباس روحانیت به اسلام خدمت بکنم یا با شهادتم.

ای مردم سختیها را تحمل بکنید و پیرو رهنمودهای امام باشید و با دولت جمهوری اسلامی خوب همکاری بکنید. درود خدا بر پدران و مادران که چنین فرزندانی را تربیت کردند و با دوستان خود آنها را تقدیم انقلاب میکنند که همین کارها باعث شد تا جوانان مصری و دیگر جوانان کشورهای اسلامی را به شور و شوق بکشد و آنها هم دست به کارهایی که به نفع اسلام است بزنند.

ای مردم به حدیثی که علی(ع) فرمود با مردم چنان رفتار کنید که اگر مردید بر شما بگریند و اگر زنده هستید مورد احترام آنها قرار بگیرید خوب عمل کنید. من به شما میگویم مرده پرست نباشید تا موقعی که زنده هستید قدر همدیگر را بدانید و به هم احترام بگذارید.

ای مردم در ارگانهای اسلامی فعالیت کامل داشته باشید. قرآن نمازجمعه و جماعات، دعا را بیشتر مورد علاقه خود قرار دهید. ای کسانی که خود را پیرو و ائمه میدانید، ائمه تا آخر برای اسلام دفاع کردند، بنابراین ما هم باید تا آخرین نفس برای اسلام دفاع کنیم و این حرف امام چقدر خوب فرمود « ما مثل حسین وارد جنگ شدیم و مثل حسین هم باید به شهادت برسیم.»

پدر و مادرها امانتی گه خداوند به شما داد (فرزندان) این امانت را در راه او هدیه کنید خدایا یک وعده مردم میگویند که شما بخاطر پول و مال میروید.

خدایا! خودت شاهد هستی که ما فقط برای رضای تو میرویم جبهه و چون عشق به ائمه داریم، میرویم جبهه. ای ملت همانطوریکه در تفاسیر قرآن میخوانید جبهه مکتب است، پس از این فرصت استفاده بکنید و بروید در مکتبخانه جبهه، خودسازی بکنید ما چون عشق حسین(ع) بر سر ماست میرویم جبهه نه از برای مال.

ای روحانیون محترم شما هم صحنه جنگ را خالی نگذارید و فقط درس را ملاک قرار ندهید، البته نمیخواهم درس خواندن را رد بکنم. ولی هدفم این است که هم در جبهه حوزه و هم جبهه جنگ باشید.

ای ملت روز امتحان فرا رسیده به شما توصیه میکنم، از این فرصت استفاده بکنید.

والسلام علیکم و رحمته الله برکاته

وقاتلو هم حتی لاتکون فتنه/ محمد قربانی نصرآبادی
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده