شهدای یگان ویژه،
فردی مومن و پاسدار اسلام و قرآن بود. پاسداری که همیشه عاشق امام زمان و رهبر کبیر انقلاب بود
به گزارش نوید شاهد گلستان: شهید براتعلي قربانزاده ،یکم آذر 1341، در روستاي پیرواش از توابع شهرستان علي آبادکتول دیده به جهان گشود. پدرش قربان و مادرش فاطمه نسا نام داشت.تا ســوم متوسطه در رشته تجربي درس خواند. سال 1361، ازدواج کرد. به عنوان پاسدار کمیته در جبهه حضور یافت. چهارم مهر 1362، با ســمت تکتیرانداز در قصرشــیرین هنــگام درگیري با نیروهاي عراقي بــر اثر اصابت ترکش به ســر، شهید شــد. پیکر وي را در گلزار شهداي امامزاده روستاي الازمن تابعه شهرستان زادگاهش به خاک سپردند.

زندگینامه شهید براتعلی قربانزاده؛ خدایا مرا از سربازان واقعی امام زمان قرار بده
 شهید براتعلی قربانزاده، در سال 1341، در روستای پیراوش بخش کمالان شهرستان علی آباد کتول استان گلستان در خانواده ای مستضعف و مذهبی دیده به جهان گشود. نام پدرش قربان و نام مادرش فاطمه بود. شغل پدرش کارگر و مادرش خانه دار بود. ایشان دارای یک خواهر و دو برادر می باشد. پس از دوران کودکی وارد مدرسه شد و دوره ی ابتدایی را در روستای پیراوش در زادگاهش در مدرسه بابک به پایان رساند. سپس دوران راهنمایی را در روستای پیراوش در زادگاهش در مدرسه سید جمال الدین در فاضل آباد درس می خواند. 
 پدرش در همان اوایل انقلاب فوت کرد و ایشان مجبور به ترک تحصیل شد. و همین امر باعث شد از هم سن و سالان خود از نظر تحصیل عقب بماند. شهید برای امرار و معاش و گذراندن هزینه های زندگی مشغول کار شد. و هر کاری که از عهده اش بر می آمد برای مادر و خواهرش انجام می داد. 
ایشان پسری مهربان و خوش برخورد بود. و به همه احترام می گذاشت. طوری رفتار می کرد که مورد تحسین دیگران قرار می گرفت. و کسی را از خود نمی رنجانید. او در فعالیت های بسیج روستا و مراسم های مذهبی و اجتماعی و ایام سوگواری و عزاداری حضوری فعال داشت. همچنین در نماز های جماعت و جمعه شرکت می کرد. بیشتر وقت خود را در مسجد می گذراند. 
فردی مومن و پاسدار اسلام و قرآن بود. پاسداری که همیشه عاشق امام زمان و رهبر کبیر انقلاب بود. دعای همیشگی او این بود که خدایا مرا از سربازان واقعی امام زمان قرار بده. شهید از خدمت مقدس سربازی به علت کفالت مادر و خواهرش معاف شد و بعد از آن به عضویت در کمیته امداد فاضل آباد درآمد. و همانجا مشغول به کار شد. 
شهید از طریق دوستانش که در کمیته مشغول به کار بود با دختری ازدواج کرد. مراسم  عروسی آنها در اواخر سال 1361، بود. آن روز باران شدیدی می بارید. آنها تمام حیاط را چادر زدند نزدیک ظهربود که دیگ غذا را آوردند که به یکباره باران الهی قطع و آسمان آفتابی شد. ایشان بعد از مراسم ازدواج از طریق کمیته انقلاب اسلامی فاضل آباد به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد. شش ماه بعد از از عروسی ایشان دوستانش که در کمیته انقلاب مشغول به خدمت بودند خبر شهادتش را برای خانواده آوردند. 
شهید بزرگوار در تاریخ چهارم مهر 1362، بر اثر ترکش خمپاره در نبرد با مزدوران عراقی در منطقه قصر شیرین ساعت چهار بعد از ظهر روز عید غدیر به درجه رفیع شهادت نائل گردید و پیکر پاکش را با حضور یکپارچه امت حزب الله در شهر فاضل آباد با شکوه فراوان تشییع و در کنار دیگر شهدای این شهر در امامزاده الازمن به خاک سپرده شد.  
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده