شهدای یگان ویژه،خاطره ای از شهید اسماعیل قاضوی دوزین
در آن زمان ما بچه محصل بودیم و جثه کوچکی داشتیم. بعضی ها به شوخی یا جدی با لحن آمیخته به عافیت طلبی به ما گفتند: جنگیدن جثه و هیکل می خواهد، اگر جنگ تن به تن شد در برابر سربازان قوی هیکل عراقی با این جثه ضعیف می خواهید چه کار کنید
به گزارش نوید شاهد گلستان: شهید سید اسماعیل قاضــوي دوزين، دوم خرداد 1344، در روســتاي دوزین از توابع شهرستان مینودشــت به دنیا آمد. پدرش ســیدطاهر، روحاني بود و مادرش خدیجه نام داشت. دانشآموز دوم متوسطه بود. از سوي بسیج در جبهه حضور یافت. پانزدهم تیر 1360، در جزیره مینو بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهداي شهرستان گالیکش قرار دارد.

جنگ دل می خواهد نه جُثه


همرزم شهید نقل می کند:
شهید بزرگوار و بنده برای اعزام به جبهه ثبت نام کردیم. در آن زمان ما بچه محصل بودیم و جثه کوچکی داشتیم. بعضی ها به شوخی یا جدی با لحن آمیخته به عافیت طلبی به ما گفتند: جنگیدن جثه و هیکل می خواهد، اگر جنگ تن به تن شد در برابر سربازان قوی هیکل عراقی با این جثه ضعیف می خواهید چه کار کنید. ایشان همواره لبخند بر لبان داشت اما با کلامی صریح پاسخی محکم می دادند.
در یکی از روزهای آخر خردادماه 1360، در پایگاه منتظران شهادت اهواز روی سکوی نشسته بودیم. که ناگهان از مقابل ما چند رزمنده با لباس های خاکی و عرق کرده عبور کردنئ و ناخود آگاه نیم نگاهی به ما کردند که غرق در عالم خود بودیم. 
یکی از همان رزمندگان با چهره ای گشاده و خندان به سوی ما آمد و پرسید: شما اینجا چه می کنید؟ 
شهید بزرگور در جواب آن رزمنده پاسخ داد: آمده ایم تا تکلیف خودمان را ادا کنیم و با دشمن بجنگیم. 
آن رزمنده خندید و گفت: اما شما برای جنگیدن هنوز کوچک و ضعیف هستید و جثه کوچکی دارید. 
شهید بزرگوار با صراحت و تندی خاص در پاسخ آن رزمنده گفت: جنگیدن و ادای تکلیف دل می خواهد، عرضه می خواهد نه جثه و هیکل قوی!

خاطره ای از شهید اسماعیل قاضوی دوزین؛ برای ادای تکلیف به جبهه آمده ام

منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا








برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده