شهدای یگان ویژه، شهید یونس میرزایی
صبح روزی که می خواست به جبهه برود به من گفت: بچه ها را از خواب بیدار نکن که دیدن آنها مانع رفتن من نشود. خداحافظی کرد و رفت و برای آخرین بار ما او را دیدیم
به گزارش نوید شاهد گلستان: شهید سید یونس میرزایی، یکم تیر 1333، در روســتاي درجن از توابع شهرســتان مینودشت به دنیا آمد. پدرش هدایت و مادرش تحفه نام داشــت. خواندن و نوشتن نميدانست. کشاورز بود. سال  1356ازدواج کرد و صاحب ســه پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار کمیته در جبهه حضور یافت. ســیزدهم بهمن  ،1363در سومار توسط نیروهاي عراقي بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهداي روستاي دروچن تابعه شهرستان زادگاهش قرار دارد.

شهیدی که عشق به فرزند مانع از جهادش در راه خدا نشد

عقش به شهادت
همسر شهید از آخرین دیدار نقل می کند:
زمانی که برای آخرین بار به مرخصی آمد می گفت: من برای این به مرخصی آمده ام که دیدار تازه کنم. و برای آخرین بار همه را ببینم و با آنها خداحافظی کنم. او بعد از آمدن آخرین نامه اش که نوشته بود من دیرتر به مرخصی می آیم.خیلی زود به دیدنمان آمد. گویا برایش الهام شده بود که به زودی به شهادت می رسد.
در آخرین دیدار به دیدن تمامی اقوام رفت و از همه آنها طلب حلالیت کرد. دل کندن از فرزندانمان برایش خیلی سخت بود. به همین دلیل هر روز که از خواب بیدار می شد آنها را می بوسید و توصیه می کرد که مواظب آنها باش و سعی کن آنها را خوب تربیت کنی تا مایع افتخار همه شود. هرگز از یاد خدا غافل نشوند و نام خدا بر سر زبانشان باشد. 
به آنها از طرف من بگو که همیشه سعس و تلاش را در زندگی خود هدف قرار دهند.
صبح روزی که می خواست به جبهه برود به من گفت: بچه ها را از خواب بیدار نکن که دیدن آنها مانع رفتن من نشود. خداحافظی کرد و رفت و برای آخرین بار ما او را دیدیم. چند روز نگذشته بود که خبر شهادتش را برایمان آوردند. 
روحش شاد و یادش گرامی باد. 
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا










برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده