به مناسبت سالروز شهادت منتشر شد،
شهید "قاسم علی محمدی" در وصیت نامه اش نوشت: بعد از شهادتم لباس مقدس شهادت را بر تن کرده و از دستاوردهای انقلاب پاسداری کنید.
به گزارش نوید شاهد گلستان، شهید قاسم علي محمدي، دهم مرداد 1344، در روستاي مجن از توابع شهرستان شاهرود دیده به جهان گشود. پدرش تقي، کشاورز بود و مادرش نسا (فوت) 1350، نام داشت. دانش آموز سوم متوسطه در رشته انساني بود. از سوي بســیج در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم مرداد 1362، با ســمت تکتیرانداز در مهــران هنگام درگیري با نیروهاي عراقي بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه، شهید شــد. پیکر وي را در گلزار شهداي بهشت رضاي روستاي سرخنکلاته تابعه شهرستان گرگان به خاک سپردند.

توصیه های سرباز روح الله، در وصیت نامه اش چه بود؟
متن وصیت نامه شهید:
بسم الله الرحمن الرحيمالذين هاجرو و جاهدوا فى سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئك هم الفائزون 
آنانكه ايمان آورده اند و هجرت كرده اند و جهاد كرده اند در راه خدا با مال هايشان بزرگترند به مراتب در نزد خدا و آنان بالخصوص رستگارانند و سعادتمندان دو عالمند.
 
با درودو سلام بر دوازدهمين ستاره درخشان مذهب تشيع مهدى موعود و نايب بر حقش خمينى بت شكن و با درود و سلام بر كسانيكه به پيام امام كه همانا پيام خداست لبيك گفتند و با سلام و درود بر پدرانيكه جوانان خود را در جبهه هاى حق عليه باطل مى فرستند و زير شهادت نامه آنها را امضاء  مى كنند و با درود بر روان پاك  شهيدان.

اينجانب قاسم على محمدى، فرزند تقى به عنوان فردى كه حاضر نيستم و نخواهم گذاشت تا جائى كه جان در بدن دارم كسى به ناموسم و آئينم و كشورم ظلم كند. با توجه به مسئوليتى كه در اين برهه از زمان در خود احساس كردم و دين و قرآن را در خطر ديدم و به جبهه آمدم.
 خداوند انسان را آفريد و دو راه را به او نشان داد يكى راه راست كه همان راه انبياء است و ديگر راهى است كه انسان را به نابودى و جهل مى كشاند و آينده يك انسان را تباه مى كند. 
پس چه خوب است كه ما در آن دو رزوه از عمر اين زندگيمان را با هدفى مشخص دنبال كنيم و كارمان براى رضاى خدا باشد.

ازحرف تا عمل
 در اين برهه از زمان بر هر فرد مسلمان واجب است كه به نداى "هل من ناصر ينصرنى؟" امام بزرگوارمان كه تمام عمرمان فداى يك لحظه عمر او باشد لبيك بگوئيم و فقط در ما حرف نباشد و فقط شعار ندهيم و مى گويم اى كسى كه شعار مى دهى و عمل نمى كنى و بعد هم به دنبال شعارت ميگويى مرگ بر منافق خيال مى كنى منافق چه كسى است همان تو هستى كه فقط شعار مى دهى و عمل نمى كنى.

 "يا ايهالذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون بر مقتا عندالله ان تقوولوا مالا تفعلون" اى كسانيكه به زبان ايمان آورده ايد، چرا حرفى را به زبان مى گوئيد و در مقام عمل خلاف آن عمل مى كنيد. بترسيد از اين كه سخنى بگوئيد و خلاف آن كنيد كه بسيار سخت خدا را به خشم و غضب مى آورد.

اجازه غلبه به دشمن ندهید
برادران و خواهران به عنوان يك سرباز روح الله پيامى براى شما دارم كه هرگز اجازه ندهيد دشمن بر شما غلبه كند و دشمن ضعيف را در نزد خود كوه درست نكنيد. و مى بينيد كه آمريكا دشمن اصلى اسلحه هاى خيلى مدرن دارد و ما از قول امام عزيزمان و اميد او مى گويد: آمريكا هيچ غلطى نمى تواند بكند.
مگر منظور از اين حرف بزرگواران چيست اين است كه ما سلاحى داريم كه دشمن ندارد و نخواهد داشت و آن سلاح ايمان است.

برادران و خواهران باور مكنيد حرف كسانى كه مى گويند: اينها كه به جبهه مى روند اطلاعى ندارند و فريب روحانيون را خورده اند و مى گويند اينها را شستشوى مغزى داده اند. 
ملت شهيد پرور ايران دروغ است. انسانى كه به جبهه مى رود براى دفاع از دين و ناموس خودش  مى رود.

اين حرفها را انسان جاهل و نادان مى زند و اين قدرت نفسانى اوست كه بر او غلبه مى كند و به او اجازه زدن چنين حرفهايى مى دهد و اگر هم از روى دانايى بزند بدان كه از روحانيت و اسلام وحشت دارد چون روحانيت چراغ است و وظيفه روحانيت بيدار كردن مردم است. 
اى مردم ما همه مسئوليم كه اگر در جبهه حضور نداريم لااقل در پشت جبهه به رزمندگان كمك كنيم و فقط حزب الله را در ايران و تمامى جهان بيمه كنيم.

توصیه های سرباز روح الله، در وصیت نامه اش چه بود؟
پيام من به برادران و سروران مسئول بسيج اين است كه برادران بسيج به آموزش هاى نظامى و فكرى مسلح كنيد  و تا مى توانيد از مربيان خوب استفاده كنيد تا از نظر فكرى آنها را به خط و ولايت فقيه آشنا گردانيده و چون كه براى بيمه كردن اين انقلاب عظيم و نوپا به نيروى فعال و سازنده با انديشه هاى اسلامى نياز داريم. 
پدر و مادرم خوشحال باشيد كه چنين فرزندى داشتيد و در راه خدا فرستاديد 
پدر جان و مادرجان: 
خوشا به سعادت شما و ديگر پدران و مادرانى كه چنين فرزندانى را تقديم اسلام كرده اند. 
پدر عزيز درود خدا بر تو باد كه مرا به اين درجه رساندى و برايم زحمت كشيدى تا توانسته باشم در راه خدا بجنگم و به اين آرزوى بزرگ برسم 
مادرم همچون كوه باش و چون كوه استقامت كن لحظه اى از ياد خدا غافل مباش در راه دين بكوش و هر چه بكوشى  كم است. 
از برادرانم مى خواهم كه خودشانرا از تمام ناخالصي ها پاك كنند. همچون عباس باشند و راهم را ادامه دهند و از آنها ميخواهم كه هر چه براى انقلاب اسلامى كار كنند.  از خواهرانم مى خواهم كه زينب وار زندگى كنند و در مقابل اين آزمايش الهى استقامت كنند و راهم را ادامه دهند. 
دوستانم واى همكلاسي هايم اميدوارم كه از من ناراحت نباشيد و هر چه از من ديديد مرا ببخشيد و از شما مى خواهم كه مرا ببخشيد نتوانستم به همه شما خداحافظى كنم. 
و اميدوارم كه با رفتن من شما هميشه در راه اسلام و قرآن و امام بتوانيد فداكارى باشيد و بعد از شهادتم لباس مقدس مرا بر تن كنيد كه انشالله بتوانيد راهم را ادامه بدهيد. 
از برادران پاسدار مى خواهم كه اگر شهادت نصيبم شد كه مى دانم لياقت آنرا ندارم جنازه ام را به سرخنكلاته به خانواده ام تحويل دهيد  و مرا در سرخنكلاته در كنار ديگر شهدا دفن كنيد. 
براد رحقير شما 
قاسم على محمدى 
 منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده