در وصیت نامه «شهید محمود الازمنی» آمده است
شهید «محمود الازمنی» در وصیت نامه خود نوشت: خدايا ميدانى كه فقيرم و توغنى هستى، من گدا و سائلم و تو معطى هستى، از گناهان پاكم كن و سپس به سوى خودت جلب كن چرا كه آرزويم شهادت و لقاء توست.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید محمود الازمنی، سی ام شهریور 1345، در شهر علی آبادکتول به دنیا آمد. پدرش نورمحمد، راننده وانت بود و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند.سال 1363 ازدواج کرد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سیزدهم شهریور 1364، در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش خمپاره به کتف، دست و گوش، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای امامزاده الازمن زادگاهش قرار دارد.

تنها آرزی من شهادت در راه توست!


متن وصیت نامه شهید:

انالله و انا اليه راجعون 
همه از او هستیم و به سوى او رجوع كننده ايم.
بار خدايا، معبودا، خالقا، از تو مى خواهم كه ياريم كنى، ياورم باشى، توكل و اعتمادم به توست. مرا به خود وا مگذار و درخواست و سوالم از توست، مايوسم مكن، رغبتم به فضل و احسان توست محروم و نااميدم مفرما، صحبت از عشق است، سخن از صفا است، از خالق زيبا و جميل است.از غفار و رحيم است، از رزاق و كريم است.

عشق حقیقی از دید شهید
سخن از عشق است. ولى عشق حقيقى نه عشق هاى مجازى متداول در بين ملل، عشق به معبود و عشق به معشوق، هر چند كه عاشق بايد لايق اين عشق باشد ولى چه بايد كرد كه شدت جمالش كسان را به سوى خويش جلب مى كند. 
بارالها شكر مى كنم كه دراين دنياى لهو، مرا از مرداب ها نجات دادى و از ميان لجن زارها بيرون كشيدى و آتش عشقت را در دلم پديد آوردى و حب خودت و حب اوليا را در درونم قرار دادى و لبانم را به ذكر خودت مشغول ساختى و از لغويات نجات دادى و مرا رهرو حسين (ع) قرار دادى.

امیدم جز وصل تو نیست
خدايا ميدانى كه براى لقاء تو به جبهه آمدم و اميدم جز وصل تو نيست و تو دست رد به سينه اميدواران نميزنى و آنان را مى خوانى. 
خدايا مى دانم كه رو سيه هستم و ازگذشته تلخ ام و از صفات رذيله ام و از گناهان كثيرم فقط تو آگاهى و خودت گفتى كه براى توبه بيا تو فرمودى كه توبه کنندگان را دوست دارى. هم اكنون آمده ام و با نگاه اميد به تو مى نگرم و مى دانم كه قول تو حق است.

میلی به دنیا ندارم
خدايا تو شاهدی كه به اين دنياى فانى ميلى ندارم و نمى توانم به زشتي هاى اين دنيا بنگرم و نمى توانم به حرص ها و آرزوها و لعب هاى اين دنياى فانى بنگرم. حال آن‌ كه درنقطه مقابلش عالم باقى آخرت كه بهشت جاودانى و لقاء الله در آن يافت مي شود بنگرم.
خدايا ميدانى كه فقيرم و توغنى هستى و من گدا و سائلم و تو معطى هستى، از گناهان پاكم كن و سپس به سوى خودت جلب كن چرا كه آرزويم شهادت و لقاء توست. 
و حضور مبارك دو نور چشم خويش پدر و مادر عزيزم سلام عرض مى كنم  و از دور دست شما را مى بوسم و از خواهانم می خواهم مرا حلال كنيد و از خداوند بخواهيد كه مرا ببخشد و اميدوارم كه در عالم آخرت و قيامت جبران كنم.

سخنی با خانواده
از همسرم مى خواهم كه خوشحال باشى از اينكه شوهرت در راه اسلام و امام به جبهه رفت و شهيد شد افتخار كن. 
و خواهرانم اميدوارم كه حجاب خودتان را حفظ كنيد كه تيرى به گلوى دشمنان مى باشد. همچنين از برادرانم مى خواهم كه امام را تنها نگذاريد و اسلحه خونينم را بر دست بگيريد و بر عليه متجاورزين و منافقين بجنگنيد و مرا حلال کنند.
از همگى التماس دعا دارم 
و شعار خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار

 منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده