« غربت قربان » روایتگر خاطرات و زندگی شهید مدافع حرم حاج قربان نجفی است که برای اولین بار سال 96 توسط انتشارات سپاه نینوا منتشر شده است.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ این کتاب بر اساس داستان زندگی شهید مدافع حرم قربان نجفی نوشته شده و شامل نوزده فصل است. حسین عبدی، نویسنده این کتاب سعی بر این داشته که در تدوین خاطرات، سیر زمانی رخدادها را حفظ کرده و در نگارش مطالب نیز اصل امانت داری را رعایت کند.

غربت قربان؛ بر اساس روایت خاطرات و زندگی شهید مدافع حرم حاج قربان نجفی

 نویسنده کتاب در بخش های از کار از جمله لحظات پایانی زندگی دنیوی شهید، با عنایت به شناختی که از شهید داشته از قوه خیال بهره گرفته و به ذهن خوانی او پرداخته است.
خواننده در این کتاب، غربت قربان و قربان ها را حس می کند. غربتی که در نهایت به قربت می انجامد؛ چرا که نیت قربان نجفی و همرزمانش قربه الی الله بوده است.

در قسمتی از کتاب می خوانیم:
الله اکبر، الله اکبر. بانگ اذان، فضا را عطرآگین کرده است. «قربان»، احساس می کند بدنش کوفته و کرخت شده است. انگار که مدت زیادی در خواب بوده باشد. سرش سنگین است. دردی جانسوز در وجودش منتشر شده استو پلک می گشاید. هاله ای کم رنگ از نور لامپ های مهتابی اتاق بیمارستان در مردمک چشمانش می نشیند. همین نور اندک هم چشمش را آزار می دهد. لحظه ای پلک می بندد و دوباره می گشاید. چشمانش کم کم به روشنایی عادت می کنند. دقت که می کند «فاطمه» را می بیند که شیفته و آشفته کنار تختش نشسته و نگاهش می کند. این خصلت فاطمه بوده. در تمام مدت زندگی مشترکی که با او داشتع همین بوده است. فاطمه با ذوقی سرشته در نگاه و شوقی نهفته در صدا، زمزمه می کند: «قربات جان، خوبی»؟
قربان لبخندی برلب می نشاند و بی صدا می گوید:
«شکر خدا».
 آری بی صدا می گوید؛ چرا که حنجره اش به جرم عاشقی، مجروح شده است. دردی سمج و طاقت سوز در تمام سلول های بدنش می لولد. اما او از درد تن نمی نالد. درد قربان، درد غربت است و درد مظلومیت. 
غربت قربان در 136 صفحه به کوشش حسین عبدی به رشته تحریر درآمده است. 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده