شهید "غلامعلی نادری" به مادرش چنین گفت: «مادر جان من فدایی رهبر و همه رزمندگان اسلام هستم و باید در راه اسلام شهید شوم. »
 به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهيد غلامعلي نادري،  سال 44 در روستاي محمد آباد از توابع بخش كمالان فاضل آباد شهرستان علي آباد كتول ديده به جهان گشود. نام مادرش فاطمه قاسميان و نام پدرش عباس بود.
 شهيد غلامعل نادري را بعد ازچهار دختر و نذر و نياز هاي فراوان خداوند به خانواده شهيد داد و به همين خاطر دردانه ي خانه بود. با وجود اينكه بعد از وي برادران ديگري نيز داشت ولي او براي پدر و مادر چيز ديگري بود و هر چه مي گفت آنها برايش نه نمي گفتند.

فدایی رهبر

دوران کودکی

پدر شهید كارگر اسياب بود. هنگامي كه شهيد پنج ساله شد به رحمت آباد نقل مکان کردند. پدر نیز شغل رانندگي را روي كاميون انتخاب كرد.
 او دوران تحصيل خود را در همان روستاي رحمت آباد گذراند. شهيد پسري خوب و با اخلاق و اهل دين و قرآن بود. به پدر و مادرش خيلي علاقه داشت و احترام مي گذاشت. او براي كار كردن چند ماهي را در تهران گذراند و در مغازه اي آن جا كار گري مي كرد.
او به همراه جمعي از دوستانش که همگی از همان اهالی بودند برای کار به تهران رفتند. شهید غلامعلی در تهران سخن كار مي كرد و در حين كار در راهپيمايي ها و تظاهرات هاي تشكيل شده در تهران شركت داشت. 

شرکت در تظاهرات

شهيداز پول كارگري خود براي مادرش چادري مشكي به همراه مقنعه خريد و به وي داد و به مادرش سفارش کرد كه هنگامي كه مي خواست در تشييع جنازه شهدا شركت كند با اين چادر و مقنعه برود و موهاي خود را بپوشاند و حجاب خود را رعايت كند.
او همزمان با پول كارگري به خانواده خود هم كمك مي كرد. به طور كلي پسري بسيار مهربان و فداكار بود تا جايي كه در تهران با همه ي سختي كار به مراكز خون رساني به مجروحان مي رفت و خون مي داد و اين موضوع را از همه مخفي می کرد.  همين امر باعث شد كه ايشان ضعيف شود و چند وقتي را در بيمارستان ها بستري باشد.
زماني كه مادر شهيد از اين موضوع با خبر شد به مادرش گفت كه نبايد اين موضوع را به كسي بگويد. از مادرش قول گرفت و گفت: جان من فداي رهبر و همه ي رزمندگان اسلام است. من باید شهید راه اسلام شوم.

نحوه شهادت

 شهيد براي سربازي خود اقدام كرد و به خدمت مقدس سربازي اعزام شد و در ارتفاعات شمال غرب در سوركوه مشغول نبرد با دشمنان بعثي عراقي شد. او در جبهه از گشت شناسايي بود و به صورت مخفيانه و سينه خيز يا به صورت آشكار به اردوگاه هاي دشمن مي رفت.
شهيدبه زبان عربي تسلط داشت واز لباس هاي آنان مي پوشيد و مهر عراقي ها را داشت و به عنوان خبر گذار به جمع آنها مي رفت و براي نيرو هاي خودي خبر مي آورد و در نهايت در تاريخ دوازدهم مهر ماه 1365 هنگام سركشي از پست نگهباني بر اثر اصابت تير مستقيم نيروهاي خودي به درجه رفيع شهادت رسيد و مزار پاكش را در امام زاده الازمن شهرستان علي آباد كتول قطعه ي شهدا به خاك سپردند.       
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده