شهید "ذبیح اله سید کتولی" در وصیت نامه خود می نویسد: «من به ندای درونم و حسین زمان لبیک گفتم و رهسپار جبهه شدم. اگر بدنم تکه تکه شود تا آخرین قطره خونم از اسلام و امام دفاع می کنم. »
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید ذبیح اله سیدکتولی، يکم فروردين 1340  در روستاي مزرعه كتول از توابع شهرستان علي آبادكتول به دنيا آمد. پدرش سيدمحمد (فوت1354) و مادرش رعنا نام داشت. تا پايان دوره متوسطه درس خواند و ديپلم گرفت. سال 1358 ازدواج كرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. يکم آبان1362  با سمت مسئول تخريب در مريوان هنگام درگيري با نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش به سر، دست و پا، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي امامزاده روستاي ساوركلاته تابعه شهرستان زادگاهش قرار دارد.

من به ندای حسین زمان لبیک گفتم

متن وصیت نامه:

بسم الله  الرحمن الرحيم 
بسم رب الشهدا و الصديقين 
پس  از  حمد و ثتاى خداوند منان و با درود و سلام به حضرت بقيه الله العظم حضرت مهدى و با درود و سلام بى پايان بر نائب بر حقش حضرت امام خمينى رهبر و بنيانگذار جمهورى اسلامى و با سلام و درود بر تمامى شهداى كربلاى  جنوب وغرب كشور و با سلام به خانواده هاى شهدا بخصوص شهدايى كه متاهل بودند و خانواده هايشان بى سرپرست شدند. سلام فراوان به بچه هاى شهداى اسلام به معلولين و مجروحين جنگ نور عليه ظلمت.

من به ندای حسین زمان لبیک گفتم
شهادت در راه خدا

اينجانب برادر پاسدار ذبيح الله سيد كتولى، عضو سپاه پاسداران انقلاب  اسلامى شهرستان على آباد كتول در سلامتى روحى و جمعى و فكرى وصيت خود را به شرح ذيل آغاز مى كنم.

خدمت خانواده ام سلام دارم و از آنان مى خواهم كه اگر شهيد شدم مرا حلال كنند. مى دانم كه اگر شهيد شدم ناراحت نمى شويد چون اين شهادت در راه  خدا است و يك روزى بايد همه انسان ها و شما ها به سوى او بازگرديد.

من به نداى حسين زمان لبيك گفتم و او را تنها نگذاشته و با آخرين نفس و قطره خونم از اسلام عزيز و قرآن كريم و امام عزيز دفاع خواهم كرد. حتى اگر جسدم تكه تكه شود و اثرى از من باقى نماند. من الان دارم  به خط مقدم می روم و می دانم دیگر باز نمی گردم  وقت برای نوشتن ندارم. هر چه دارم به همسرم و فرزندم تعلق دارد.

 منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده