شهید ابریان در وصیت نامه خود می نویسد: « برادران اين را از من به ياد داشته باشيد كه يك مسلمان بايد مسلم باشد و يك مسلم بايد ضد مفسد باشد پس هر كس ضد مفسد نبود مسلم نيست، هر جا که ظلمی ديديد با آن مبارزه كنيد. »
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید قدرت اله ابریان، بيستم فروردين 1337 در روستاي كردآباد از توابع شهرستان علي آبادكتول به دنيا آمد. پدرش عباسعلي، حمام دار بود و مادرش فاطمه (فوت 1343) نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. بنا بود. سال 1359 ازدواج كرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. از سوي بسيج در جبهه حضور يافت. يکم آبان 1362 ، با سمت تك تيرانداز در مريوان توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي روستاي ساوركلاته تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.

پیام شهید

متن وصيت‌نامه:

با تقديم و عرض سلام به پيشگاه امام زمان حضرت مهدى (عج) اين منجى انسانها و سلام و درود به رهبر كبير انقلاب امام امت اين پير جماران و سلام و درود به ارواح طيبه پاك شهدا اين عزيزانى كه خون سرخ خود را براى پيشبرد اهداف انقلاب نثار كردند 
و سلام و درود به اسرا و مجروحين و معلولين اين جانبازان انقلاب كه‌در حقيقت شهداى زنده هستند 
و با عرض سلام و درود به خانواده هاى اين عزيزان كه همچون ابراهيم خليل الله فرزندان خود را به قربانگاه مى فرستند. 
اينجانب قدرت ابريان فرزند عباس هم اكنون كه عازم جبهه حق عليه باطل هستم و با ميل و رغبت خود اين راه را انتخاب كردم.  بر خود وظيفه شرعى ديدم كه در اين راه قدم بگذارم و به نداى امام امت روح خدا خمينى بتشكن جواب مثبت دهم تا بتوانم از اين طريق دين خود را نسبت به اسلام و انقلاب و خون شهدا ادا نمايم و هم مشت محكمى بردهان ياوه گويان شرق و غرب و مزدوران داخليشان بزنم.

پيامى به خانواده:
 
همسرم از اينكه من عازم جبهه هستم نگران نباش و بسيار خوشحال باش كه همسر يك رزمنده هستى اگر به لطف خدا من شهيد شدم از تو مى خواهم كه همچون زينب وار صبر داشته باشى و پيام خون مرا به همه برسانى. 
مبادا در شهادتم گريه كنى زيرا دشمنان اسلام و قرآن از گريه تو شاد مى شوند. 
همسرم همانگونه كه زينب كبرى از فرزندان حسين نگهدارى كرد تو هم همچون آنان باش. 
همسرم بعد از من فرزندم مقداد را طورى پرورش بده كه بتواند راه ما را ادامه دهد و اگر روزى دشمن به خاك ما تجاوز كرد مانند آن نوجوان سيزده ساله كه نارنجك به كمر بست و خود را زير تانك دشمن انداخت تو هم به كمر پسرم نارنجك ببند و او را به زير تانك دشمن بينداز. 
همسرم دخترم حبيبه را يك دختر حزب الهى تربيت كن و او را از كودكى با قرآن و مسائل اسلام آشنا بگردان تا بتواند راه مرا ادامه دهد. 
همسرم اگر من شهيد شدم و جسدم بدست شما رسيد مرا در امامزاده ساوركلاته دفن کنید و اگر جسدم به دست شما نرسيد هيچ نگران و ناراحت نباشيد زيرا همه جا زمين خداست و اصل روحم است كه به ملكوت اعلا پيوسته است. 

پيام ديگرم به دوستان و برادران عزيزم: 

برادران و دوستان گرامى در اين مدت كه با هم بوديم اگر از من خداى نكرده بدى ديديد مرا حلال كنيد و اميدوارم خداوند هم مرا ببخشد و از گناهان من در گذرد. 
برادران و پدران عزيز تنها تقاضاى من از شما اين است كه امام بزرگوار را تنها نگذاريد و هميشه گوش به فرمان امام باشيد. 
برادران اين را از من به ياد داشته باشيد كه يك مسلمان بايد مسلم باشد و يك مسلم بايد ضد مفسد باشد پس هر كس ضد مفسد نبود مسلم نيست در هر جا ظلم ديديد با آن مبارزه كنيد.

 منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده