همرزم شهید "منصور زارعی جلیانی" لحظه شهادت او را اینچنین تشریح کرد: «منصور از شهادت خود کاملا باخبر بود به همین دلیل شب عملیات لبخند از لبانش محو نمی شد و می گفت دوست دارم با لبخند به دیدار معشوق بروم.»
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید منصور زارعی جلیانی، نهم دي1339 در روستاي باقرآباد از توابع شهرستان گرگان به دنيا آمد. پدرش هادي(فوت 1354) و مادرش كبرا نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند. سال 1361 ازدواج كرد. به عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت. دوم آبان 1362 با سمت كمك تيربارچي در مريوان هنگام درگيري با نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش به پا و گلو، شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي روستاي دلند تابعه شهرستان راميان قرار دارد.
لبخند شهادت
یکی از همرزمان شهید تعریف می کند:
 شب عملیات زمانی که تو مسیر خط مقدم بودیم ایشان به من گفتند: من امشب شهید می شوم ولی تو زنده می مانی. در حالی که این صحبت ها را می کرد لبخندی شیرین بر لبانش جاری بود آن لحظه احساس رضایت را در صورتش می دیدم. 
رو به او کردم و گفتم: منصور تو چقدر امروز می خندی؟ باز با همان لبخند به من پاسخ داد من لحظه ای بیشتر در کنار شما نیستم. من امشب شهید می شوم. به همین دلیل دوست دارم لحظه شهادت لبخند بر لبانم باشد. در همان لحظه تیری به پایش اصابت کرد از او خواستیم به عقب برگردد ولی او قبول نکرد. سپس با چفیه ای که به همراه داشت مشغول بستن پای زخمیش شد که همان لحظه ترکشی به قلبش اصابت کرد و همانطور که لبخند بر لب داشت به دیار معشوق شتافت. 
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده