نوید شاهد گلستان همزمان با روز نوجوان سه خاطره خواندنی از شهید " حسن رمضانی" را برای علاقمندان منتشر کرده است که در ادامه می خوانید.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید حسن رمضانی، یکم اسفند 1346 در شهرســتان گنبد کاوس به دنیا آمد. پدرش رمضانعلي، کارگر بود و مادرش نبات نام داشت. تا دوم راهنمایي درس خواند. جوشکار بود. از سوي بسیج در جبهه حضور یافت. سي ام دي 1361در سقز هنگام درگیري با نیروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله به ســر، شهید شــد. مزار او در گلزار شهداي امامزاده یحیي بن زید زادگاهش قرار دارد.

گذری بر خاطرات شهید
امر به معروف و نهی از منکر

این شهید بزرگوار مدتی در مغازه جوشکاری مشغول به کار بود. روزی ایشان با لباس های کاملا پاره به خانه بازگشت. جراحات متعددی بر سر و صورت و بدنش نمایان بود. وقتی اعضای خانواده علت جراحات را سوال کردند. شهید در جواب گفت: "در بین راه با مجاهدین خلق روبه رو شدم، آنها را امر به معروف و نهی از منکر کردم. نهایتا کار ما به درگیری و زد و خورد منتهی شد و این جراحات، اثرات دعوت به معروف و نهی از منکر است. نگران نباشید. پاداشم نزد خداوند محفوظ است."

تیم فوتبال

شهید حسن رمضانی به فوتبال، علاقه زیادی داشت. مادر ایشان نقل می کند که " در مسابقات فوتبال شرکت می کرد و اکثر اوقات تیمشان می برد. جایزه هایی که می گرفت به من می داد." قبل از اعزام به جبهه به من گفت: "بعد از شهادتم برای هم تیمی های من لباس ورزشی یک رنگ بخرید تا در تشییع جنازه ام، اعضای تیم ما یک شکل باشند."

شربت شهادت

هنگامی که شهید در جبهه حضور داشت، برای رزمندگان سهمیه شکر مشخص شده بود. شهید حسن رمضانی با سهمیه شکر خود شربتی درست کرد و بین رزمندگان توزیع کرد. به آن ها گفت: "شربت شهادتم را قبل از شهادتم بنوشید."

منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده