شهید دانشجو " سید ابراهیم حسینی نوده"در وصیت نامه خود در باب بسیج اینچنین می نویسد: «امروز بسيج در جبهه و پشت جبهه محور اصلى انقلاب را تشكيل مي دهد و به عنوان الگو و نمونه واسوه مقاومت و تقواست» نوید شاهد گلستان به مناسبت روز دانشجو متن وصیت نامه این شهید بزرگوار را منتشر کرده است که در ادامه می خوانید.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید سید ابراهیم حسينی نوده، يکم آبان 1344  در روستاي نوده از توابع شهرستان گرگان به دنيا آمد. پدرش سيدعباس «فوت 1344» و مادرش هاجر نام داشت. دانشجوي دوره كارداني در رشته تربيت معلم بود. از سوي بسيج در جبهه حضور يافت. بيست و یکم بهمن 1364 در ام الرصاص عراق به شهادت رسيد. پیكر وي مدتها در منطقه برجا ماند و بيستم فروردين 1365 پس از تفحص در گلزار شهداي امامزاده عبدالله شهرستان زادگاهش به خاك سپرده شد. او را عباس نيز مي ناميدند.

بسيج محور اصلى انقلاب است

متن وصیت نامه شهید

به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را آفريد و پيامبران وائمه اطهار را واسطه هدايت  ما انسان هاى خفته در منجلاب پستى قرار داد تا ظلمات و تاريكي ها را شكافته و نور الهى در چهره و قلبمان منور گرداند.
 
با درود و سلام بر امام عصر دوازدهمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت، عدالت گستر جهان، امام مهدى (عج) و نائب بر حقش سلاله پاك رسول الله امام خمينى و با درود و سلام به شهداى بخون خفته كه با نثار بهترين و ارزنده ترين گوهر خويش درخت خشكيده اسلام را بعد از چهارده قرن سيراب كردند و نورى‌شدند براى بيدارى خفتگان خفته درخواب. 
 با درود و سلام بر كفر ستيزان زاهدان شب و شيران روز چند كلامى را بعنوان وصيت من باب وظيفه و به حكم شرع بر صفحه كاغذ مى نگارم. 
 
همانا خدا خريد از مومنان جان ها و مالهايشان را كه براى ايشان است بهشت جنگ كنند در راه خدا سپس بكشند وكشته شوند. 
هم اكنون كه اين سعادت جاويد و بزرگ راخداوند متعال نصيب بنده معصيت كار و ناقابل خود نمود تا در صحنه نبرد حق عليه باطل نور عليه ظلمت حضور يابد به پيروى از امام معصوم قيام بر عليه كفر و الحاد و هر آنچه كه بوى استبداد و چپاول ميدهد كنم و من اين را وظيفه خود دانستم كه اسلام را يارى وجان ناقابل خود را اهداء نمايم. 
اگر چه دوران حياتم نتوانست مثمر ثمر براى اسلام باشد تا شايد با ريخته شدن خونم دينم را نسبت به اسلام ادا كرده باشم. 
امروز تمام جهان بسيج شده تااينكه قدرت اسلام را در نطفه خفه كرده و نور الهى دميده در پيكره اجتماع راخاموش كنند ولى بايد اين آرزو را به گور برند زيرا خداوند مى فرمايد: 
"كافران مى خواهند كه نور خدا را با دهانهاى خود فرو نشانند و نخواهند خدا، مگر به آنجا پرتو خويش را و اگر چه ناخوشش دارند (كافران )"
پس از جا بر خيزيم و اسلام عزيز كه بعد ازچهارده قرن طلوع دوباره پيدا كرده با آمدن به جبهه يارى كنيم و نگذاريم اين نور الهى خاموش گردد. 
همانطور كه نماز ديگر و اجبات شان را به مرحله قرب خداوندى مى رساند و او را از زشتي ها و گناهان به دور مى گرداند. رفتن به جبهه نيز يك مرحله تكاملى انسان در جهت قرب به خداوند است و همانطور كه مى دانند اين دنيا محل امتحان و آزمايش خداوندى است. براى آخرت الدنيا مزرعه الاخرت وخداوند درتمام كارهاى كه در اين دنيا از ما سر مى زند در دفترچه اعمال بدون كم و كاست ثبت و ضبط مى كند. 

جنگ آزمایش الهی

جبهه نيز لحظه  به لحظه اش امتحان است و آزمايش جنگ يك امتحان الهى است كه از طرف خداوند براى آزمايش بندگان مومن مى باشد. امروز هر فرد مسلمانى به اندازه آگاهى و شناخت مكتبى اش داراى وظيفه و مسئوليتى است كه درجهت كمك به انقلاب واسلام بكار گيرد. من اين وظيفه خود دانستم كه عازم پيكار با كافران شوم و به نداى هل من ناصرا ينصرنى حسين لبيك گفته باشم و لااقل اگر لايق شهيد شدن بودم شهيد شوم و توانسته باشم گامى درجهت پيشبرد اهداف انقلاب واسلام برداشته باشم.
 اى امام  حسين اگر آن روز كه در صحراى نينوا ياور نداشتى و بر خاك گلگون كربلا بوسه زده بودى و نداى هل من ناصر را سر مى دادى و ياور مى طلبيدى اكنون فرزندان اين ملت ندايت را لبيك گفته و سراسيمه عازم پيكار با قوم تكريت و كفار هستند. 
مى خواهم كمى در باره بسيج اين عاشقان حسينى و مرغان آغشته به عشق خداوندى چند كلامى به ميان آورم.

بسیج اسوه مقاومت و تقوا

امروز بسيج در جبهه و پشت جبهه محور اصلى انقلاب را تشكيل مي دهد و به عنوان الگو و نمونه واسوه مقاومت و تقواست و به نداى هل من ناصرا حسينى زمان لبيگ گفته اند امروز نه آن زمانى است كه حسرت كربلا در دل ما بسيجي ها مانده باشد و نه از آن نبرد حق عليه باطل زيرا كه كل يوم عاشورا كل ارض كربلا و كل شهرا محرم. 

ایران کربلایی دیگر

سرزمين ايران هر قسمت و تكه اش حكايت از كربلايى دارد كه فرزندان و ياوران حسينى به خون غلطيده اند بسيج محور اصلى انقلاب است و هر چه از بسيج سخن به ميان آوريم كم گفته ايم تنها وصيت من به برادران بسيجى اين است: جاذبه و دافعه على گونه داشته باشند و جاذبه شان بيشتر از دافعه شان باشد و سعى كنيد در كارهايتان خالص باشيد و براى ريا و خودنمايى كارى را انجام ندهيد.
 از شما امت حزب الله مى خواهم كه امام عزيزمان را تنها نگذاريد و در همه حال گوش به فرمان او باشيد از او اطلاعت كامل كنيد. حضورخود را در صحنه حفظ كنيد. 

اما مادر و خواهر و برادرانم مى دانم كه از فراغ من خيلى رنج مى بريد و از اينكه فرزند كوچكتان درجبهه است غصه مى خوريد اين را بدانيد كه اين خواست خداوند بود كمه من از شما جدا گردم و راه خود را با شناخت صحيح و ديده بصيرت انتخاب كرده ام.
 اگر شهيد شدم مصرانه از شما مى خوام كه برايم گريه نكنيد و خوشحال باشيد از اينكه امانت الهى كه در دستتان بود به صاحبش برگردانده ايد. هنگامي كه گريه مى كنيد به ياد حضرت على اكبر حسين و ياران حسين باشيد و اميدوارم كه اى مادر ازمن راضى باشيد و مطمئن هستم كه راضى هستى. 

مادرم مرا حلال کن 

مادرم مى دانم كه خيلى كارهاى بد و زشت انجام داده ام و به شما پرخاشگرى نموده ام تو را به خداى بزرگ و به جان امام ي كه درجماران است مرا حلال كنيد و نيز از دوستان و برادران حلاليت مى طلبم. اگر كارى انجام داده ام كه باعث ناراحتى شما دوستان شده از همگى شما معذرت مى خواهم 
با پيروزى كامل رزمندگان اسلام 
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار
خدايا در اين دم آخر  بنده گناهكاررا كه به درگاهت آمده خدايا تو به اش را بپذير 
معبودا مرا از ظلمات تاريكي ها برهان و قلبم را به نور ايمان منور گردان 
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده