کتاب ترکش فلفلی، مجموعه خاطرات طنز دفاع مقدس مقدس است که ورای آن حس آدم ها را پروش داده، جنگ را از زاویه دید دیگری نشان می دهد.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ این کتاب شانزده خاطره طنزگونه از بچه های رزمنده جنگ است که ورای آن حس آدم ها را پروش داده، جنگ را از زاویه دید دیگری نشان می دهد، چرا که خنده و شوخی های معصومانه وسط معرکه جنگ، به گونه ای است که وضعیت جسمی انسان را بهبود می بخشد. 



خنده هایی که در لحظه اتفاق می افتد. خنده هایی هدفمندی بودند که هر کدام خود، حکمتی شگفت انگیز داشتند. برای پند گرفتن، انگیزه دادن و بهبود بخشیدن به اراده هایشان و بالا بردن سطح معرفت انسانی در هنگام رزم و پیکار. از این رو بچه ها را بیشتر به هم نزدیک کرده و از گسستگی و رخوت بیرون می آورد. در نهایت پس از جدایی، همدیگر را به عنوان یک شگفتی نهان در قلب شان، برای همیشه نگه می داشتند.

برشی از کتاب

دادکشیدم: «خدایا من می خواهم شهید شم من را این جوری نکش!»
دو نفری زدند زیر خنده، مردم تعجب کرده بودند.
داد زدم آخه بی انصافا! اگه الان بمیرم، مردم به ننه م می گن پسرت رفته جنگ، دله بازی درآورده و «ترکش فلفلی» خورده و مرده...» حالا نخند، کی بخند.
 یک مرتبه ترس برم داشت. نکند واقعا بمیرم. از این فکر خنده ام گرفت. 

کتاب ترکش فلفلی، 16 خاطره طنز ترکش خورده از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است که به قلم غلام علی نسائی نوشته شده، طراحی این کتاب را فیروزه بام شاد بعهده داشته و انتشارات شهدای نینوا سال 1395 در چاپ اول این کتاب را در شمارگان 1000 نسحه منتشر کرده است. 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده