شهید "رستم هدایتی کرد" به همسر خود سفارش کرده بود؛ هیچ گاه امام را تنها نگذارد و راه شهدا را ادامه دهد. نوید شاهد گلستان در سالروز شهادت این شهید بزرگوار گذری بر زندگی او داشته است که در ادامه می خوانید.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید رستم هدایتی کرد فرزند ابراهیم یازدهم تیر ماه سال هزار و 1335 در روستای جوزچال از توابع شهرستان آزادشهر در خانواده ای روستایی و مهربان،گرم و صمیمی به دنیا آمد.

امام را تنها نگذارید


دوران کودکی

پدرش کارگر ذوب آهن و از لحاظ مالی در وضعیت خوبی بودند. ایشان دوران کودکی را بدون هیچ مشکلی در خانواده سپری کرده به سن تحصیل رسید. اما به علت فقر فرهنگی خانواده از نعمت سواد محروم ماند و در هیچ مدرسه ای ثبت نام نکرد. تا اینکه به سن نوجوانی رسید.
 پدرش در ساعات بیکاری وقتش را در مزارع می گذارند و به کار دامداری نیز مشغول بود. رستم نیز به همراه پدر به سر زمین هایشان می رفت تا کمک حال پدر باشد.

اعزام به جبهه

به ورزش کردن علاقه زیادی داشت. گاهی اوقات پیاده روی هم می کرد. پس از رسیدن به سن جوانی در سال 1359 بود که به سن مشمولیت رسید و از طرف ارتش فراخوانده شد. او نیز بلافاصله خود را معرفی کرده و عازم جبهه های حق علیه باطل شد.
 همسرش می گوید من و رستم قبل از رفتنش به سربازی ازدواج کرده بودیم و یک فرزند پسر هم داشتیم ما باهم فامیل بودیم یعنی ایشان پسر عمه ام بود که خودش مرا انتخاب کرد و به خانواده اش پیشنهاد داد. آنها هم با توجه به شناختی که از هر دو داشتند مخالفتی نکردند و طی مراسمی ساده  ومذهبی با هم ازدواج کردیم.

یک مومن واقعی

رابطه اش با من و پسرش خیلی خوب بود. به همه احترام می گذاشت و اخلاقی شایسته که نشانه یک فرد مومن بود را داشت. او با هدف و انگیزه به جنگ حق علیه باطل رفت. همیشه می گفت: وظیفه هر مومن است که در راه دفاع از اسلام و کشورش سهیم باشد. شهید نظرخوبی درباره روحانیت و امام و انقلاب داشت. همیشه سفارش می کرد؛ هیچ گاه امام را تنها نگذارید و راهش را دامه دهید. سعی کنید زینب وار باشید تا دشمن از شما بترسد. 

خبر شهادت 

هنوز چهار ماه بیشتر از خدمتش درجبهه ها نگذشته بود که همسنگریش خبر شهادتش را برایمان آورد.
ایشان را طی مراسم با شکوهی در امامزاده گنبد به خاک سپردیم بعد از شهادتش خیلی ناراحت بودم ومدام باخودم می گفتم من یک زن جوان چگونه تنها بچه اش را که از او برایم به یادگار مانده بود بزرگ کنم و فقط به این امید که اوجانش را در راه اسلام ومیهنش داده دلگرم شده و این سالها را سپری کرده ام . 

منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده