مادر شهید "عبدالحکیم فلاح نژاد" نقل می کند: «پسرم خسته و کوفته از سر زمین به خانه آمد و تکه نانی که من برایش پخته بودم را خورد سپس مرا در آغوش کشید. سال ها از این خاطره می گذرد ولی من گرمای آن آغوش را هرگز فراموش نکرده ام.» در ادامه مطلب متن کامل این خاطره را می خوانید.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید عبدالحکیم فلاح نژاد، هفدهم خرداد 1341 در روستای خواجه نفس از توابع شهرستان بندرترکمن به دنیا آمد.پدرش طواق، دامدار بود و کشاورز بود و مادرش عاشرگل نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. او نیز دامداری می کرد.به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. نوزدهم بهمن 1360 با سمت تک تیرانداز در تپه چشمه بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.

آغوش شیرین شهید

آغوشی که هنوز گرمایش حس می شود

مادر شهید  نقل می کند: پسرم به کار کشاورزی خیلی علاقمند بود. ولی در کنار کار کشاورزی بسیار مطالعه می کرد. به خاطر عشق و علاقه ای که به انقلاب داشت با جان و دل در تمامی تظاهرات ها شرکت می کرد. بزرگترین آرزوی او این بود که بتواند امام را از نزدیک ببیند. 

یک روز خسته و کوفته از سر زمین به خانه آمد. من مشغول پختن نان بودم. با تمام خستگی که در وجودش احساس می کرد به من لبخندی زد، تکه نانی برداشت و خورد. سپس مرا در آغوش کشید. نگاه مهربانی به من کرد و گفت: مادرجان این بهترین نانی بود که من در عمرم خورده ام. هنوز شیرینی آن آغوش بعد از این همه سال به خوبی در خاطرم است. 

منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده