خواهر شهید " عاشور دردی کلته" نقل می‌کند: « این خاطره مربوط به شب قبل از اعزام برادرم است شبی که تمام خانواده در کنار هم بودیم ، شب از نیمه‌شب گذشته بود و نگاه نگران همه عقربه های ساعت را دنبال می کرد، برف سنگینی در حال باریدن بود و همچنان خبری از برادرم نشد...» در ادامه متن کامل این خاطره را در نوید شاهد گلستان می‌خوانید.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید عاشور دردی کلته، یکم فروردین 1344 در روستای گمیشان از توابع شهرستان بندر ترکمن دیده به جهان گشود. پدرش قربان محمد، کشاورز بود و مادرش امان خانم نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. به‌عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. نوزدهم بهمن 1364 با سمت تک‌تیرانداز در بمباران هوایی حسینیه اهواز براثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند.

خاطره یک شب سرد زمستانی

خاطره‌ای به نقل از خواهر شهید 

خاطره‌ای که برای شما نقل می‌کنم مربوط به یک‌شب قبل از اعزام شهید به جبهه است. زمستان بود برف سنگینی در حال باریدن بود. ولی خبری از شهید نبود. ساعت از دونیمه شب گذشته بود.
 ولی خبری از شهید نبود. همه با نگرانی خوابیدند. دقایقی بعد صدای زنگ درآمد. برادرم با دوماهی بزرگ به خانه آمد. 
آن زمان چرخ زندگی ما به‌سختی می‌چرخید. برادرم به دلیل احساس مسئولیتی که در خود احساس می‌کرد برای کمک‌ به خانواده در آن هوای سرد به ماهیگیری رفته بود. این بهترین خاطره‌ای است که من از برادرم دارم.

منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده