مادر شهید "علیرضا رجب لو" نقل می‌کند: « پسرم بعد از شهادت دوستانش دیگر آرام و قراری برای ماندن نداشت. یک‌شب درحالی‌که کفن بر تن کرده بود رهسپار جبهه‌های جنگ شد و من دیگر ندیدمش!» در ادامه متن کامل این خاطره را در سایت نوید شاهد گلستان می خوانید.
به گزارش نوید شاهد گلستان؛ شهید علیرضا رجب لو، چهاردهم بهمن 1345 در شهرستان رامیان به دنیا آمد.پدرش درویش علی ، راننده بود و مادرش زهرا نام داشت. دانش‌آموز سوم متوسطه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت.چهاردهم آبان 1365 با سمت کمک آرپی‌جی زن در فاو عراق براثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.



او کفن پوشید و رفت

خاطره‌ای به نقل از مادر شهید

 پسرم 6 مرحله به جبهه رفت. آخرین باری که می‌خواست به جبهه برود پیکر دو نفر از دوستانش را برای تشییع‌جنازه به رامیان آورده بودند. با علیرضا در مراسم شرکت کردیم. وقتی به خانه بازگشتم علیرضا خیلی بی‌تابی می‌کرد. از اینکه از غافله دوستانش جامانده بود افسوس می‌خورد. 
همان شب دیدم  علیرضا کفن بر تن کرده و آماده رفتن به جبهه است. وقتی این صحنه را دیدم دستش را گرفتم و گریه کردم. به چهره‌اش نگاه کردم انگار آخرین باری بود که پسرم را می‌بینم. زیرا حالت چهره  و رفتارش طوری دیگر شده بود. علیرضا رو به من کرد و گفت: مادر جان این آخرین دیدار ما است. دیدار دیگر ما در قیامت است. برای آخرین بار جگرگوشه‌ام را در آغوش کشیدم و بوسه‌ای از سر مهر بر پیشانی‌اش زدم. با چشمان خیس دیدم که جانم می‌رود. مدتی بعد خبر شهادتش را برای من آوردند. پسرم براثر اصابت ترکش خمپاره در منطقه فاو به شهادت رسید.

منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده