آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۴۳۷۰
۱۰:۰۶

۱۴۰۵/۰۸/۰۹
وصیت نامه و دستنوشته شهید «محمدبخشی فاضل»

راه کربلا را برایتان باز می‌کنیم

وصیت
اگر خود ما کربلا را زیارت نکنیم راه کربلا را برای شما باز می‌کنیم.


به گزارش نوید شاهد همدان، شهید محمد بخشی فاضل بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۴۵ در روستای سرایجوق از توابع شهرستان کبودرآهنگ متولد شد. پدرش علی میرزا و مادرش شرافت نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند و به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و یکم دی ماه ۱۳۶۵ در شلمچه به شهادت رسید.

در این وصیت نامه آمده است:

بسم اله الرحمن الرحیم

با درود بر آقا امام زمان (عج) و نایب بر حقش خمینی کبیر و امت شهید پرور ایران.

الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ.

کسی که در راه خدا هجرت کرده و جهاد در راه خدا کرده شهید است.

اینجانب محمد بخشی فاضل به شماره شناسنامه ۱۵۷۹ صادره از کبوترآهنگ با توجه به وظیفه شرعی که داشتم لازم دیدم تا وصیت نامه‌ای را بنویسم.

قبل از همه از پدر و مادر عزیزم را که عمری به پای من نشسته و مرا بزرگ کردند نمی‌دانم که با چه زبان از آنها عذر خواهی کنم. امیدوارم که به بزرگی خودتان مرا ببخشید و از خداوند برای من طلب آمرزش کنید.

اگر توفیق شهادت نصیبم شد مبادا برای من ناراحت باشید که من از علی اکبر فرزند امام حسین بالاتر نیستم. همانطور که امام حسین فرموده: اگر دین محمد با ریختن خون من زنده شود پس‌ای شمشیر‌ها مرا در برگیرید. ما هم می‌گوییم اگر کربلا حسینی با خون ریختن خون ما آزاد می‌شود پس ما هم راضی هستیم در راه حسین قطعه قطعه شویم.

اگر خود ما کربلا را زیارت نکنیم راه کربلا را برای شما باز می‌کنیم. هرگز دست از یاری رهبر انقلاب بر ندارید که فردای قیامت نزد رسول الله روی سفید باشید. خدایی نکرده اگر فردای قیامت سوال کردند که آیا کمک به انقلاب کرده‌اید؟ آیا از رهبر خود اطاعت کرده‌اید؟ پس بیاید مال و جان خود را در راه خدا بدهیم. 

از برادرانم حلالیت می‌طلبم، خصوصاً از برادر بزرگم که خیلی برای من زحمت کشیده و برای من راهنما و معلم خوبی بوده است. توصیه می‌کنم که پدر و مادرم را تنها نگذارید که حق بر گردن شما و من دارند، من که نمی‌توانم زحمات آنها را جبران کنم و آنها را به شما برادران عزیزم می‌سپارم.

عرض شود من که از نظ مادی هیچ ندارم. حقیر در حدود صد تومان فکر می‌کنم به پایگاه مقاومت بدهکار هستم، در حدود ده تومان بنزین به ناصر حاج کریم بدهکارم. از کسانی که معاشرت داشتند بپرسید درست یادم نیست، هرکس از من بدهکار است بپردازید. بدهکاری پایگاه را به گروه مقاومت بدهید اگر نشدند آن را صدقه بدهید که انشاالله خداوند از گناهان من درگذرد. 

اما لازم دیدم که پیام نیز در اینجا بدهم: به تمام آنهایی تاکنون از خواب خرگوشی بیدار نشدند و نق می‌زنند که چرا جنگ می‌کنیم؟ چرا کمبود داریم و نقطه ضعف از انقلاب می‌گیرند و فکر مادیات هستند بدانند فردای قیامت نمی‌توانند پیش رسول خدا سربلند باشند و رو سیاه هستند، چون با امام هم صدا نبودند و باز آنها نیز بدانند که ما کورکورانه این راه را نرفتیم بلکه راه خود شناختیم. یا پیروز می‌شویم یا شهید که در آن پیروزی است.

اگر من شهید شدم پیش شهید محمدی دفنم کنید و زیاد تشریفاتی نباشد الان که این وصیت نامه را می‌نویسم صدا توپ‌های دوربرد دشمن به گوش می‌رسد. عملیاتی که مدت‌ها انتظارش را می‌کشیم نزدیک است. یا کربلا می‌رسیم یا به معشوق خود انشاالله. زیاد عرضی ندارم. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

راه کربلا را برایتان باز می‌کنیم

راه کربلا را برایتان باز می‌کنیم


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه