نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

همه چیز برای عروسی اش مهیا بود که به شهادت رسید

همه چیز برای عروسی اش مهیا بود که به شهادت رسید

مادر شهید «گلاب حبیبی آذر» در خاطرات خود می گوید: زمانی که با فرزندم تلفنی صحبت می کردم برایم گفت که مادر هفت روز دیگر خدمت سربازی ام تمام می شود، آماده هستی برای من عروسی بگیری؟ من هم گفتم بله عزیز دلم همه چیز مهیا است. در ادامه فیلمی از گفتگو با مادر این شهید را می بینید.
بازگشت پیکر حسن و جگر سوخته ی مادر

بازگشت پیکر حسن و جگر سوخته ی مادر

شهید حسن آقایی از شهدای دانش آموز شیراز است. مادر این شهید بزرگوار در گفتگویی می گوید: «خبر شهادتش را آورند. سپس ما را به بنیاد شهید بردند و پیکر حسن را نشانمان دادند. از پیکرش هیچ چیز باقی نمانده بود و...» قسمت چهارم این گفتگو را در نوید شاهد ببینید.
خواب شهادتش را دیده بودم

خواب شهادتش را دیده بودم

مادر شهید «اکبر اکبری» در خاطرات خود از فرزندش می گوید: من در خواب شهادت «اکبر» را دیده بودم امام با خود می گفتم خواب است. اما همان روز خبر شهادتش را به من دادند. فیلم مصاحبه با این مادر شهید معزز را در ادامه ببینید.
فیلم| مادرم به ما آموخت تا این راه را برویم

فیلم| مادرم به ما آموخت تا این راه را برویم

مادر شهیدان نریمان حمیدی زاده و شهید مدافع حرم فیروز حمیدی زاده درباره فرزند خود فیروز حمیدی زاده گفت: عاشق جبهه و جنگ بود . روزی که می‌خواست به سوریه برود دستش را بالا برد و گفت : مادرم فرمانده ما بود که به ما آموخت تا این راه را برویم.