همسر شهید

آخرین اخبار:
همسر شهید
روایتی از کتاب «بحر دریا» درباره پاسدار شهید «یاسر محمدی سلیمانی»

نگاهی صمیمی به آغاز یک زندگی مشترک؛ وقتی عشق در کوچه‌های خاکی سرگریج جوانه زد

یک روز برادرم کنارم آمد، نگاهم کرد و گفت: «لیلا! از یاسر خیالت راحت باشه؛ یاسر بسیار پسر پاکیه، مرد زندگیه، قدر اونو بدون.» یک‌جورهایی خیالم را راحت کرد، چون برادرم دوست چندین‌ساله یاسر بود؛ دوست و رفیق صمیمی که همیشه با هم بودند. چه کسی بهتر از برادرم می‌توانست یاسر را ضمانت کند؟
خاطرات شفاهی همسر شهید؛

آخرین نگاه در بیمارستان مهران؛ روایت همسر شهید «محمدرضا جمال‌زاده» از وداعی که هرگز فراموش نمی‌شود

همسر شهید مرزبان «محمدرضا جمال‌زاده»، از لحظات پراضطراب حضور در بیمارستان مهران تا آخرین نگاه همسرش در بامداد دهم اسفند ۱۴۰۴ روایت می‌کند؛ وداعی تلخ که در حافظه‌اش برای همیشه ماندگار شده است. او با وجود داغ سنگین شهادت همسرش، از عزم خود برای تبیین فرهنگ ایثار و شهادت در میان دانش‌آموزان و تربیت فرزندانش بر پایه آرمان‌های پدر شهیدشان می‌گوید. در ادامه مصاحبه تصویری با همسر و خانواده گرانقدر این شهید والامقام منتشر می‌شود.
«پریسا بیات ترک» از شهید والامقام «محسن اثنی عشری» روایت کرد؛ 

اسم «پناه» را خودش انتخاب کرد، اما نتوانست دخترش را در آغوش بگیرد 

«پریسا بیات ترک» همسر شهید محسن اثنی‌عشری با روایت خاطراتی از زندگی مشترک خود با این شهید والامقام، از مردی گفت که خانواده برایش عزیزترین دارایی زندگی بود؛ مردی مهربان و مسئولیت‌پذیر که احترام به مادر، پایبندی به حلال و حرام، عشق به اهل‌بیت(ع) و تلاش برای آسایش خانواده را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود و سرانجام، پس از سال‌ها خدمت در مجموعه انتظامی، به آرزویی رسید که هیچ‌گاه آن را به زبان نمی‌آورد تا مبادا دل همسرش را بلرزاند.
خاطرات شفاهی همسر شهید والامقام «حیدر خلفی»؛

همسر شهید حیدر خلفی: شش فرزندم را در سختی‌ها، با عزت و افتخار بزرگ کردم

همسر گرانقدر بسیجی شهید «حیدر خلفی» می‌گوید: وقتی شوهرم راهی جبهه شد فرزند بزرگم کلاس چهارم ابتدایی بود و پنج فرزندم دیگرم کوچک بودند بعد از شهادت به تنهایی و با سختی زیادی آنها را بزرگ کردم و خدا را شکر الان مایه عزت و افتخار من هستند. فیلم این مصاحبه در ادامه منتشر می‌شود.

آخرین زمزمه‌های شهید بهنام رضایی با مادر پیش از شهادت

شهید بهنام رضایی پس از سال‌ها مجاهدت و پنج سال حضور جانانه در جبهه‌های حق علیه باطل، سرانجام در ششم فروردین‌ماه ۱۴۰۵ در بندرعباس به همرزمان شهیدش پیوست؛ روایتی از آخرین مکالمه این شهید با مادرش را در این ویدئو بشنوید.
خاطره‌‌ای از شهید «میرزا میرزاده کوهشاهی»

نامی که شهید به یاد حضرت علی (ع) برای فرزندش انتخاب کرد

همسر شهید تعریف می‌کند: حدود شش‌ماهه باردار بودم که اسم فرزندمان را انتخاب کرد. گفت اگر فرزندمان پسر شد، نامش را عمران می‌گذاریم. دلیل این انتخاب را از او پرسیدم و گفت؛ عمران یکی از اسامی حضرت علی (ع) است.

شهدای مدافع سلامت؛ رزمندگانی که در خط مقدم درمان، جام شهادت را سر کشیدند

شهید «جهاندار رستم‌خانی»، رزمنده دوران دفاع مقدس و ششمین شهید مدافع سلامت استان ایلام، سال‌ها در سنگر پرستاری به بیماران و زائران اربعین خدمت کرد و سرانجام در شهریور ۱۴۰۰ بر اثر ابتلا به کرونا به فیض شهادت رسید. او که در سال ۱۳۸۲ عنوان پرستار نمونه کشوری را کسب کرده بود، با تعهد، ایثار و روحیه انسان‌دوستی، معنای خدمت در خط مقدم درمان را به تصویر کشید. در گفت‌وگویی به مناسبت روز پرستار، خانم نوری، همسر شهید، از سال‌ها زندگی مشترک، منش اخلاقی و فداکاری‌های این پرستار شهید روایت می‌کند؛ مردی که سنگر درمان را تا واپسین روز‌های زندگی ترک نکرد و نامش در حافظه مدافعان سلامت ماندگار شد.

روایت مادر شهیدان ملکی؛ از دلتنگی برای فرزندان شهید تا پیوستن به آنان و بدرقه بر دستان مردم شهیدپرور ایلام

مادر شهیدان «عباس و باقر ملکی» در گفت‌وگویی تصویری، از دلتنگی برای فرزند شهیدش عباس و شهادت همسرش علی و فرزند دیگرش باقر در بمباران هوایی شهر ایلام روایت می‌کند؛ مادری که سرانجام دیروز به فرزندان شهیدش پیوست و امروز بر دستان مردم قدرشناس ایلام تشییع شد. مادر شهیدان والامقام «عباس و باقر ملکی» در گفت‌وگویی تصویری به یادگار مانده، از روز‌های دلتنگی پس از شهادت فرزند بزرگش عباس و سرانجام شهادت همسرش علی و فرزند دیگرش باقر در بمباران هوایی شهر ایلام روایت می‌کند؛ روایتی سرشار از صبر، دلتنگی و عشق به عزیزانی که در راه دفاع از میهن اسلامی به شهادت رسیدند. این مادر صبور که سال‌ها دوری فرزندان شهیدش را تاب آورد و همواره با یاد و خاطره آنان زندگی کرد، سرانجام روز گذشته دار فانی را وداع گفت و به فرزندان شهیدش پیوست. امروز سه شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ نیز پیکر پاک این بانوی فداکار بر دستان مردم قدرشناس ایلام تشییع شد تا در جوار مزار فرزندان شهیدش آرام گیرد؛ گویی پس از سال‌ها انتظار و دلتنگی، زمان دیدار دوباره فرا رسیده بود.

تشییع پیکر مادر شهیدان «عباس و باقر ملکی» در ایلام؛ بدرقه اسوه صبر و ایثار به سوی فرزندان شهیدش

پیکر پاک حاجیه‌خانم بانو محمدیان، مادر شهیدان والامقام «عباس و باقر ملکی» و همسر شهید «علی ملکی»، با حضور مردم قدرشناس، خانواده‌های معظم شهدا و مسئولان استانی در ایلام تشییع شد. نماز بر پیکر این مادر فداکار به امامت نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه ایلام اقامه و پیکر وی برای خاکسپاری در جوار گلزار شهدای علی‌صالح به صالح‌آباد منتقل شد.

دلتنگیِ باشکوه؛ وقتی عشق، با شهادت هم‌مسیر می‌شود

او تنها با یک عکس و مشتی از خاطرات، به جمعِ همکارانِ همسرِ شهید آمد؛ نه برای سوگواری، بلکه برای آنکه ثابت کند «فراق»، مانعِ وفاداری نیست. روایتِ حضورِ همسرِ شهید جواد جعفرزاده در هفته انتظامی، داستانِ زنی است که در اوجِ تنهایی، همچون زینب (س)، استوار و باوقار ایستاده است.
گفت و گو با همسر شهید والامقام «احمد شریفی»؛

وقتی صبر زینبی در کوچه‌های ایثار معنا می‌یابد

در تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی و سال‌های درخشان دفاع مقدس، نام و یاد شهدا همواره با ایثار و شجاعت عجین بوده است؛ اما در پشت صحنه این حماسه‌های سترگ، شیرزنانی زیسته‌اند که رسالتی زینب‌گونه را بر دوش کشیدند. همسران شهدا، اسوه‌های بی‌بدیل صبوری، بصیرت و ولایت‌پذیری‌اند؛ بانوانی که با رفتن همسفران آسمانی‌شان، علم پایداری را بر زمین نگذاشتند و در خلوت و غربت خویش، با از خودگذشتگی محض پای آرمان‌های والای شهدا ایستادند. آنان نه تنها با تنهایی و رنج فراق ساختند، بلکه با عزم پولادین و روحیه‌ای ولایی، رسالت بزرگ تربیت فرزندانی صالح، مؤمن و متعهد به راه پدرانشان را به سرانجام رساندند. پایگاه خبری نوید شاهد در ادامه‌ ثبت خاطرات و ایثارگری‌های خانواده‌های معزز شهدا، پای صحبت‌های سرکار خانم «زهرا شریفی» نشسته ایم تا برگ‌هایی از دفتر پر از صفا و پایداری این بانوی صبور را ورق بزنیم.
گفت‌و‌گو/

دفاع از حریم اهل‌بیت هدف مدافعان حرم بود

همسر شهید آقادادی با بیان اینکه شهدای مدافع حرم به درخواست کشورهای سوریه و عراق به جنگ با داعش رفتند اظهار کرد: هدف مدافعان حرم دفاع از حرم اهل‌بیت و پایگاه امام‌زمان(عج) بود.
خاطرات شفاهی همسر شهید

در غربت، تمام دنیا را داشتیم/ حکایت ۸ سال زندگی عاشقانه

من همیشه در دل، رؤیا می‌بافتم. با خودم فکر می‌کردم که این سختی‌ها، پله‌های رسیدن به آرامش هستند. با هر دشواری که پشت سر می‌گذاشتیم، با خودم زمزمه می‌کردم: «بالاخره روز‌های خوب هم می‌آیند… بعد از این‌همه سختی، حتماً شیرینی روزگار در انتظارمان است.» کلی آرزو‌های قشنگ داشتم؛ رؤیای آینده‌ای که در آن، مزد آن‌همه صبوری و وفاداری را بگیریم و در کنار هم، طعم آرامش را بچشیم.
قصه_آشنایی / قسمت اول

آشنایی با «شهید ناصر بیات»؛ قصه‌ای که از اردوی راهیان نور آغاز شد

روایت آشنایی با «شهید ناصر بیات» از یک اردوی راهیان نور دانشجویی در اوایل اسفند سال ۱۳۸۸ آغاز شد؛ سفری که در ابتدا با مخالفت پدر همراه بود و رفتن به آن برای راوی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید، اما در نهایت با رضایت پدر، مسیر این سفر برای او هموار شد؛ سفری که بعد‌ها آغازگر قصه آشنایی او با همسر آسمانی‌اش شد.
خاطره‌‌ای از شهید «یعقوب رحیمی»

تهدید اشرار حریفش نشد؛ شهیدی که تا پای جان ایستاد

همسر شهید تعریف می‌کند: بارها اشرار به یعقوب هشدار داده بودند که در کارهای آنان دخالت نکند و حتی تهدیدش کرده بودند که او را خواهند کشت؛ اما گوش یعقوب بدهکار این تهدیدها نبود و همچنان به وظیفه‌اش ادامه می‌داد.
خاطرات شفاهی خانواده شهید «عباس نصری»؛

«بیست ثانیه‌ای که آخرین تماس ما شد»/ روایت همسر شهید «عباس نصری» از دلتنگی تا شهادت

«ساعت یازده و پنجاه‌ودو دقیقه بود؛ دلهره‌ای که در سینه‌ام نشسته بود، حالا به تپشی وحشتناک تبدیل شده بود. بارها تماس گرفتم، اما تنها پاسخی که می‌شنیدم، صدای اپراتور بود که می‌گفت: مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد. قلبم از این سکوت فرو می‌ریخت. دوباره تماس گرفتم و باز هم سکوت؛ تا اینکه ساعت دوازده و سی‌وپنج دقیقه بالاخره موفق شدم با عباس صحبت کنم؛ اما تنها برای ۲۰ ثانیه. ۲۰ ثانیه کوتاه که آخرین تماس من با او بود. حالش را پرسیدم، می‌خواستم بیشتر حرف بزنم، اما نشد...» این روایت، بخشی از آخرین لحظات زندگی مشترک «معصومه همسر شهید» با شهید سروان «عباس نصری» است؛ مردی که سال‌های زندگی خود را در راه پاسداری از مرزهای ایران اسلامی سپری کرد و سرانجام در راه تأمین امنیت کشور به شهادت رسید. در ادامه فیلم مصاحبه تصویری با همسر و مادر این شهید گرانقدر منتشر می شود.

پیام تسلیت نماینده ولی‌فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران در پی درگذشت همسر شهید والامقام سرلشگر خلبان «شمشادیان»

نماینده ولی‌فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران با صدور پیامی درگذشت بانوی مؤمنه و صبور حاجیه خانم شهناز رضایی، همسر شهید والامقام سرلشگر خلبان یحیی شمشادیان، فرزند شهید و خواهر شهید، را تسلیت گفت.
خاطرات شفاهی همسر شهید

ترسیدم از رفتنش، اما او به پرواز فکر می‌کرد

با التماس و دل‌نگرانی گفتم: راهی که می‌روی لبریز از خطر است، اگر می‌توانی نرو …، اما او نگاه آرام و مطمئنش را به چشمانم دوخت و گفت: “مجبورم بروم؛ این وظیفه بر دوش من است و اگر من نروم، چه کسی این پرچم را بردارد و کار را به سرانجام برساند؟ ”

دلنوشته| داودم... تو از جنس رسیدن بودی

«گفتند داود رفت... گفتم کجا؟ مگر می‌شود مردی که از خویش گذشته است، از جهان برود؟» این جملات، سرآغاز یادداشتی است که همسر شهید داود زندیه در سوگ یار دیرینش نگاشته؛ روایتی که در آن، شهادت نه پایان که آغاز رسیدن است و شهید، «قطره‌ای که خود را به آغوش موج سپرد» توصیف شده است. در این یادداشت، همسر شهید با زبانی سرشار از عشق و ایمان، از جاودانگی عشق و نامی می‌گوید که «بلندتر از هزار فریاد در تاریخ می‌ماند».

مدام مشغول کارهای فرهنگی بود

فاطمه غلامی همسر شهید «محمدتقی ابراهیمی» بیان می‌کند: شهید از نظر اخلاقی بسیار خوب بود و درک بالایی داشت، ما از نظر اخلاقی بسیار تفاهم داشتیم، همسرم بسیار مقید بود و مدام مشغول کارهای فرهنگی بود.
طراحی و تولید: ایران سامانه