به مناسبت واقعه ی پنجم آذر
ساعت 5 صبح پنجم آذر سال 57 به گرمابه رفت، گفتم: مادر تو که دو روز پیش حمام بودی! در جواب به من گفت: رفتم غسل شهادت کنم. آنجا کمی اشک در چشمم حلقه زد.
به گزارش نوید شاهد گلستان: «شهید فرامرز ویزواری»، دهم آبان 1341، در شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش خلیل، راننده بود و مادرش سیدبیگم نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. شاگرد راننده بود. پنجم آذر 1357، در گرگان توسط عوامل رژیم شاهنشاهی بر اثر اصابت گلوله به قلب، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای امامزاده عبداله زادگاهش قرار دارد.
برگی از خاطرات شهید فرامرز ویزواری/ شهیدی که غسل شهادت کرد.


خاطرات شهید فرامرز ویزواری به نقل ازمادر گرامی:

او از کودکی به همراه من ودایی هایش به مسجد می رفت و تقریبا در سنین 14ـ 15 سالگی بود که اصولا از یاران پیامبر «ص» بخصوص بلال حبشی صحبت می کرد. علاقه زیادی به پیامبر داشتند و بیشتر وقت ها زندگی نامه پیامبر را مطالعه می کرد. سعی می کرد تنها باشد. من چندین بار اشک او را دیده بودم. یک بار از او سوال کردم چرا گریه می کنی؟ در جواب به من گفت: « هنگامی که زندگی رسول خدا را می خوانم انگار دارم او را می بینم.»

بارها به من گفت: «من در تعجب هستم که با داشتن دین اسلام، چطور مردم زیر بار حکومت ظلم و ستم می روند؟»

در ساعت 5 صبح پنجم آذر سال 57 به گرمابه رفت، گفتم: مادر تو که دو روز پیش حمام بودی! در جواب به من گفت: رفتم غسل شهادت کنم. آنجا کمی اشک در چشمم حلقه زد. انگار به او الهام شده بود که همان روز به درجه شهادت می رسد.»
منبع: معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده